من با گروهى كشته مىشوند كه ارواح ايشان بر اجساد ايشان بجانب بهشت پيشى مىگيرد .
و حضرت جواد عليه السّلام فرمود براى ما اهل بيت بعد از قضيهء هايلهء كربلا هيچ قتلگاهى بزرگتر از حادثهء فخ روى نداده است .
جود و سخاى صاحب فخ
در مقاتل الطالبيين از على بن حسن حضرمى حديث كند كه گفت شنيدم از حسن بن هزيل كه مىگفت باغستانى بچهل هزار دينار از صاحب فخ خريدم تمام آن دنانير را در پيشگاه سراى خويش بر مردمان مستمند درويش قسمت كرد و از تمام آن جمله يك دينار باهل و عيال خود نبرد و جمله آن دنانير را مشتمشت به من مىداد و من براى فقراى مدينه مىبردم .
و نيز على بن ابراهيم مؤذن مسجد مالك اشتر عليهالرحمه گفت حسن بن هزيل با من حديث كرد كه حسين صاحب فخ به من فرمود چهار هزار درهم براى من قرض كن نزد يكى از دوستان خود شدم دو هزار درهم بداد و گفت چون بامداد شود نزد من بيا تا دو هزار درهم ديگر را نيز گرفته تسليم نمايم اين وقت از نزد او بيرون شدم و آن دو هزار درهم را در زير حصيرى كه حسين بن على بر آن نماز مىگذاشت بگذاشتم بامداد برفتم و آن دو هزار درهم ديگر را نيز گرفته بياوردم و در طلب آن دو هزار درهم كه به زير حصير نهاده بودم رفتم چيزى نيافتم عرض كردم يا ابن رسول اللّه آن دو هزار درهم را چه كردى فرمود از آن پرسش مكن اصرار كردم فرمود فقيرى بدنبال من آمد گفتم آيا حاجتى دارى گفت حاجتى ندارم و لكن دوست دارم كه در كنف حمايت و پناه و عزه و جاه تو بگذرانم من آن دراهم به او دادم و او را براى خود موجب اجرى نمىدانم چون خداى عز و جل فرمايد
( لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ )
چه دينار و درهم در نزد من با خاك يكسان است .
و نيز يحيى بن سليمان گويد حسين بن على دو جامه بخريد يكى را به خدمتگزار خود ابو حمزه بداد و ديگرى را رداى خود گردانيد در طى راه سائلى به او رسيد حسين