فرمود ابو سعيد خدرى من الذين مضوا على منهاج نبيهم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و لم يغيرا و او لم يبدلوا و او را از اصفياء اصحاب امير المؤمنين شمردند و چندان در تشييع متصلب بود كه ترمذى در صحيح خود از همين ابو سعيد نقل كرده انه قال كنا نعرف المنافقين ببغضهم عليا و ابن خالويه در كتاب الآل از او نقل كرده كه فرمود شنيدم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه بعلى بن ابى طالب فرمود يا على حب تو ايمان است و بغض تو نفاق است و اول كسى كه داخل بهشت مىشود دوست تو است و اول كسى كه داخل جهنم مىشود دشمن تو است بالجمله جماعتى از صحابه و تابعين از او روايت دارند از آن جمله جابر و زيد بن ثابت و ابن عباس و انس و ابن عمرو ابن زبير و از تابعين سعيد بن المسيب و ابو سلمه و عبيد اللّه بن عتبه و عطاء بن يسار و ابو امامة بن سهل بن حنيف و غيرهم .
زينب بنت محمد بن الامام الحسن اليمنى
در بلاد يمن چون شيعى زيدى مذهبند سلطان خود را امام مىگويند و بنا بر نقل اعلام النساء اين خاتون اديبه فاضله شاعره بوده در علم نحو و اصول و منطق و علم نجوم و رمل و سيمياء مهارتى بكمال داشته و از جمله اشعار او است نامهاى كه به شوهر خود سيد على فرزند اسماعيل كه او را امام وقت مىدانستهاند و لقب متوكل على اللّه به او داده بودند .
اصخ لى ايها الملك الهمام * عليك صلاة ربك و السلام
و اشعار مقطوع ايشان كه بلدهء ( شهاره ) كه يكى از بلاد يمن است فضيلت داده است بصنعاء كه بلد ديگرى از بلاد يمن است و لطيفهء غريبى به كار برده است :
و قائل لى أ زال ليس تشبهها * شهارة قلت قف لى و استمع مثلى
أ ليس صنعاء تحت الظهر مع ضلع * اما شهارة فوق النحر و المقل
يعنى گويندهاى از براى من گفت كه شهر ( ازال ) كه اسم يكى از بلدان صنعاء است . شباهت ندارد بلد شهاره به شهر ازال گفتم من بايست تا تو را جواب گويم اكنون