از تو پرسش مىكنم آيا صنعا واقع نشده است در زير دو وادى كه يكى را ظهر و يكى را ضلع مىگويند و لكن بلد شهاره در بالاى دروازهاى كه او را نحر مىگويند و بالاى مقل كه نام چشمهايست نزديك دروازهء نحر پس همچنانكه نحر كه نام گلو است و مقل كه نام مژگان چشم است در اعالى بدن است و ضلع كه نام دندهء پهلو و كمر است پائينتر واقع شده است و آنچه در بالاتر است شريفتر است و مشار اليها كتاب قاموس را از كسى بعاريهء مضمونه باشعار ذيل طلب نمود :
مولاى موسى بالذى سمك السماء * و بامره فى اليم القى موسى
جدلى بعارية مضمونة * و ابعث الىّ كتابك القاموسى
زينب الشعرية
در جلد 5 الغدير ص 413 از طبع دوم مىفرمايد اين زن دختر عبد الرحمن بن الحسن الجرجانى است او را ام المؤيد مىگفتهاند در سنه 615 وفات كرده و او فقيهه و محدثه بوده و اجازه از جمعى علما داشته و از ايشان روايت دارد و كمال الدّين محمد ابن طلحه صاحب مطالب السؤل از او اخذ حديث كرده ولادت و وفاتش در نيشابور بوده .
زينب دختر عبد اللّه محض
او را بأبى الحسن على بن حسن مثلث تزويج كردند چهار دختر و پنج پسر از او آورد به اين نامها اول رقيه دوم فاطمه سوم ام كلثوم چهارم ام الحسن پنجم محمد ششم عبد اللّه هفتم عبد الرحمن هشتم حسن نهم حسين و شوهرش را على عابد و ذو الثفنات و روح الصالح مىگفتهاند سپس منصور دوانيقى در زير غل و زنجير هنگامى كه سر به سجده داشت جان به جانآفرين تسليم نمود و مادر اين خاتون دختر ابو عبيدة بن عبد اللّه بن زمعة بن اسود و خواهر محمد و ابراهيم و موسى الجون است و پسرش حسين همان صاحب فخ است كه با جمعى از علويين در فخ شهيد شدند در سنهء 169 بامر موسى الهادى كه چهارمى از خلفاى بنى العباس است و همين زينب پسرش حسين صاحب فخ را در حال كودكى ترفص مىداد و اين اشعار مىسرود :