تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
افتاده آهى از جگر كشيد و خود را از گريه ضبط نمود و بطلب پسر بزرگتر به اطراف بام گردش كرد ديد در ميان جاده افتاده جان به حق تسليم كرده جوارى خود را طلب نمود فرمود بعجله مرا مساعدت بنمائيد و اين مطلب را پوشيده داريد چه آنكه امروز رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در خانهء ما مهمان است مبادا خاطر مباركش رنجه شود سپس با مساعدت جوارى آن دو جنازه را در خانه پنهان كرد و بامر مهمان‌دارى قيام نمود تا اينكه رسول خدا با هفصد نفر از صحابه خود وارد گرديد چون خواست رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم طعام تناول بنمايد جبرئيل نازل شد عرض كرد يا رسول اللّه طعام تناول نفرمائيد تا دو پسر جابر بر سر سفره حاضر نشوند حضرت جابر را طلبيد و پيغام جبرئيل را رسانيد جابر از زوجهء خود استفسار حال ايشان نمود گفت بيرون رفتند شما طعام تناول بفرمائيد جابر از خانه بيرون شد و به هر طرف دويد اثرى از ايشان نديد اين وقت جبرئيل واقعه را براى رسول خدا بيان نمود عرض كرد يا رسول اللّه زوجهء جابر را بشارت به بهشت ده براى اين صبر و شكيبائى كه نمود و بفرمائيد تا جنازهء هر دو را حاضر بنمايند و دعا كنيد كه خداوند متعال آنها را زنده خواهد كرد و با شما طعام خواهند خورد جابر هر دو را حاضر كرد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دعا نمود هر دو بقدرت خداوند متعال زنده شدند و با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم طعام تناول نمودند . اقول در جلد سوم همين كتاب در ترجمهء ام سليم نظير همين واقعه بيان شد كه در زمان پيش بوده و جابر بن عبد اللّه بن عمرو بن حزام الانصارى الخزرجى تا اواخر امام باقر عليه السّلام را درك كرده در سنه 78 در مدينه وفات كرده و اتفاقى ارباب رجال است جلالت و عظمت او و اخبار بسيار از او در كتب شيعه و سنى او منقولست و از هفتاد نفرى است كه در ليلهء عقبه با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بيعت كردند و از غازيان بدر و احد بالاخره هيجده غزوه با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوده كه از آن جمله غزوه بدر و احد است و از سابقين مرجوعين الى امير المؤمنين عليه السّلام است و منقطع الى اهل البيت عليهم السلام است و آخر كسى بود از اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه دنيا را وداع گفت و جابر كسى است كه عصائى در دست داشت و در كوچه‌هاى مدينه مىگرديد و مىگفت على خير البشر فمن ابى