تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
شد ناگاه چهار زن ديد كه از آسمان فرود آمدند بسر تنور فرود شدند يكى از آن چهار زن بر سر تنور آمد و آن سر را بيرون آورده مىبوسيد و در ميان سينهء خود نهاد و همىناليد و مىگفت اى شهيد مادر و اى مظلوم مادر حق سبحانه و تعالى روز قيامت داد من از كشندگان تو بستاند و تا داد من ندهد دست از قائمهء عرش باز نگيرم و آن زنان ديگر نيز بسيار بگريستند آخرسر را در آن تنور گذاشته غائب شدند زن برخواست و بر سر تنور آمده سر را بيرون آورد و نيك گريست ازآنجائىكه اين زن از طائفهء انصار و در مدينه بوده و حضرت حسين را بسيار ديده بود بشناخت نعره بزد و بىهوش بيفتاد و در آن بيهوشى چنان ديد كه هاتفى آواز داد كه برخيز كه تو را بگناه اين مرد كه شوهر تو است مأخذه نخواهند كرد و زن از هاتف پرسيد كه اين چهار زن كه بر سر اين تنور آمدند و گريه مىكردند كيان بودند گفت آن زن كه سر را به سينه چسبانيد و گريه و زارى مىكرد فاطمهء زهرا بوده و آن ديگر خديجهء كبرى و سومى مريم مادر عيسى و چهارمى آسيه زوجهء فرعون پس آن زن به خود آمده كسى را نديد سر را برگرفت و ببوسيد و بمشك و گلاب از خون پاك بشست و غاليه و كافور بياورد و آن سر را آغشته به آن نمود و در موضعى پاك نهاد و بيامد و خولى را بيدار كرد و گفت اى ملعون دون و اى مطعون زبون مىدانى اين سر كيست كه آورده‌اى و در اين تنور نهاده‌اى آخر اين سر فرزند رسول خدا است برخيز ببين كه از زمين و آسمان بنك ناله و عويل و فغان برخواسته و فوج‌فوج ملائكه مىآيند و آن سر را زيارت مىكنند و گريه و زارى مىنمايند و بر تو لعنت كرده بر آسمان بالا مىروند و من بيزارم از تو در اين جهان و در آن جهان پس چادر بر سر كرده و قدم از خانه بيرون نهاد خولى گفت ايزن كجا مىروى و فرزندان مرا چرا يتيم مىكنى آن زن گفت اى لعين تو فرزندان ذريهء مصطفى را يتيم كردى و باك نداشتى بگذار فرزندان تو هم يتيم شوند پس آن زن برفت و ديگر هيچ‌كس از وى نشان نداد . و در بعضى مجاميعى متاخرين از واقدى نقل كردند كه بعضى از داستانهاى مذكوره در خانهء شمر واقع شده و زوجهء شمر چون بر قضيه آگاه بود بانك و ناله و