تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
و نيز در ناسخ گويد هنگامى كه مختار موفق شد براى كشتن قتلهء حسين عليه السّلام ابو عمره را با جماعتى فرستاد كه خانهء خولى را احاطه نمايند او را دستگير كرده بياورند خولى چون اين بدانست در بيت الخلا رفت در زير سبدى پنهان شد و جوارى خود را سفارش كرد كسى را از حال او مطلع ننمايند ابو عمره با مردم خود چون بخانهء خولى هجوم كردند نوار زوجهء خولى گفت ما نمىدانيم بكجا رفت و با انگشت خود بسوى بيت الخلا اشاره كرد پس او را گرفتند و بخارى خوار كشتند و جيغهء او را به آتش سوختند . و مجلسى در جلاء العيون مىفرمايد كه آن زن چون از شوهر بشنيد كه سر حضرت حسين عليه السلام است چادر بر سر كرد و از خانه بيرون آمد ديگر كسى او را نديد . و بعضى گويند در زمان مختار خود را ظاهر كرد و شوهر ملعون خود را بمختار سپرد تا او را بجهنم و اصل كرد و در بحار و مناقب و مشير الاحزان و منتهى الآمال و ناسخ همه از ابو مخنف همان را روايت كنند كه در صدر ترجمه ذكر شد . ولى ملا حسين كاشفى در روضة الشهداء گويد كه عمر سعد لعنه اللّه رئوس شهدا را بر قبائل قسمت كرد و سر امام حسين را پيشتر بدست خولى فرستاده بود راوى گويد خولى سر آن حضرت را برداشته روى بكوفه نهاد و او را منزلى در يك فرسخى كوفه بود در خانهء خود فرود آمد و زن او از انصار و دوستان اهل بيت اطهار بود خولى از وى بترسيد و سر امام حسين را بياورده در تنور پنهان كرده و بيامد بجاى خود نشست زنش پيش آمد و پرسيد كه در اين چند روز كجا بودى گفت شخصى با يزيد ياغى شده بود بحرب او رفتيم زن ديگر هيچ نگفت و طعامى بياورد تا خولى بخورد و بخفت و آن زن را عادت بود كه به نماز شب برمىخاست آن شب چون برخواست نظر كرد ديد از آن خانه كه تنور در آن خانه بود نورى بمثابه عمودى بجانب آسمان بالا مىرود تعجب كرد و گفت سبحان اللّه من در اين تنور آتش نينداختم و ديگرى را نيز نگفته‌ام پس اين روشنائى از كجاست در آن حال حيرت ديد نورى بجانب آسمان مىرود تعجب او زياده
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 293 | شيخ ذبيح الله محلاتى