تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١

زوجهء يزيد بن معاويه

دختر عبد اللّه بن عامر چنان مىنمايد كه از اهل و لا و محبت بوده در ترجمهء عليامخدره زينب ( ع ) در جلد سوم اشاره به اين مطلب كرديم بيشتر ارباب مقاتل و در ناسخ چنين نوشته‌اند كه دختر عبد اللّه بن عامر بن كريز كه ضجيع يزيد بود و هند نام داشت و از آن پيش در سراى حسين عليه السّلام روز مىگذاشت چون تعليق سر مبارك حسين را بدروازهء خانه نظاره كرد از خرد بيگانه شد و بعلاوه اهل بيت رسول خدا را چنين بيچاره بديد بىهوشانه از سراى خود بيرون دويد و بىپرده بمجلس يزيد كه غاص بمعارف و صناديد بود دررفت . فقالت يا يزيد أ رأس ابن فاطمه بنت رسول اللّه مصلوب على باب دارى يزيد چون اين بديد ناپروا بسوى او بدويد و عباى خود را بر سر هند انداخت و گفت اى هند چندانكه توانى بر پسر دختر پيغمبر كه خاص و خالص قريش است بنال و بنك ناله و عويل برار ابن زياد معلون عجلت كرد و او را كشت خدا او را بكشد . و نيز در ناسخ گويد كه در آن هنگام كه سر حسين در خانهء يزيد بود هند زوجهء يزيد در خواب ديد كه درهاى آسمان گشوده گشت و ملائكه صف در صف به زيارت سر حسين فرود مىشوند و مىگويند السلام عليك يا ابا عبد اللّه السلام عليك يا بن رسول اللّه و نگران شد كه سحابى از آسمان فرود شد و از ميان آن جماعتى از مردان بيرون شدند و در آن ميانه مردى را ديدار كرد درّى الوجه قمرى اللون كه آمد و خود را بر سر حسين افكند و دندانهاى او را همى بوسه مىزد و همىگفت يا ولدى قتلوك اتراهم ما عرفوك و من شرب الماء منعوك يا ولدى انا جدك رسول اللّه و هذا ابوك على المرتضى و هذا اخوك الحسن و هذا عمك جعفر و هذان حمزة و العباس و همچنين اهل بيت خويش را واحدا بعد واحد بشمار گرفت اين هنگام هند هولناك از خواب بيدار شد نورى بر سر حسين منتشر ديد با هول و هرب بجستجوى يزيد شتافت او را در خانهء تاريكى يافت كه روى بر ديوار كرده و همىگويد ما لي و للحسين هند برهم و غم او بيفزود و از براى او خواب خود را شروح نمود .
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 291 | شيخ ذبيح الله محلاتى