عسل همهمهء آنها شنيده مىشد .
و خطيب در تاريخ بغداد بترجمهء او گفته زبيده براى جواب مسألهاى كه قاضى ابو يوسف گفته بود يك حقه از نقره براى او فرستاد كه در ميان آن حقه حقههائى بود از نقره سربمهر كه در هريك از آنها يك نوع از انواع عطريات بود و يك جام بزرك مملو از دراهم كه در وسط آنجام جام ديگر بود مملو از دنانير .
و مسعودى در مروج الذهب در خلافت القاهر باللّه آورده است كه محمد بن على العبدى الخراسانى الاخبارى گفت القاهر باللّه با من مانوس بود روزى احوال خلفاى بنى العباس را از من سؤال كرد كه من شرح دهم مراتب و اخلاق و اقدار و سياسات و سير آنها را و با من گفت البتّه بايستى حقايق را براى من بيان كنى و چيزى فروگذار ننمائى و الا با اين حربه تو را هلاك خواهم كرد محمد بن على گويد عمودى در دست داشت كه من موترا در جلو چشم خود ديدم گفتم يا امير المؤمنين در امانم گفت بلى پس شروع كردم به مآثر و آثار و سير خلفاى از بنى العباس تا اينكه رسيدم باحوال هارون چون از احوال هارون بپرداختم مختصرى از احوال زبيده بيان كردم القاهر باللّه گفت اى عبدى در حق زبيده و احوال او تقصير كردى و سخن را مختصر كردى اين بگفت و دست به طرف عمود برد محمد گفت مرك را معاينه كردم و از حيوة خود دست شستم در حال مبادرت كردم گفتم من خواستم خليفه را از طول سخن ملال نگيرد ازاينجهت طريق اختصار پيمودم گفت هرچه مىدانى بگو و باك مدار پس دوباره باخبار زبيده پرداختم گفتم يا امير المؤمنين زبيده كنيه او ام جعفر است در بذل و عطا مساعى جميله بتقديم مىرسانيد كه احدى در عصر او به ايشان پيشى نگرفت و آثار جميلهء زبيده در اسلام منحصربهفرد بود از آن جمله چشمهء معروفه كه در حجاز معروف به ( عين المشاش ) مىباشد آن را از مسافت دوازده فرسنگ راه در مكه و عرفات جارى نمود و هزارهزار هفصد هزار دينار مصرف آن كرد كوهها شكافت و واديها راست كرد تا اينكه آن آب را جارى ساخت و از آن جمله خانهائى در مكه بنا كرد براى حجاج و بئرها حفر كرد و مهمانخانهها در مكه بنا نمود و بركها مرتب ساخت و از براى ابناء سبيل در
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 273
مساهمون: شيخ ذبيح الله محلاتى
ص٢٧٣