را از هم پاشيدند تا اين كار را انجام دادند بيست كرور اشرفى خرج كرده .
تشيع زبيده و نوادر او
كلام شيخ صدوق و مامقانى گذشت كه زبيده شيعه است و خيابانى در وقايع الايام در حوادث چهارم شعبان مىگويد و بمصداق يخرج الحى من الميت زبيده غلو در تشيع داشت و او زنى باهمت بوده و اعمال باقياتالصالحاتش بسيار است و قناتى را كه در مكه جارى كرد به حساب اين زمان بيست كرور خرج كرده و عالمه بعلم اكسير بوده كه معلمش او را تعليم داده بود و گفته كه مشهور است چون زبيده عالمه بعلم اكسير بوده و شيعه و دوستار اهل بيت بود و هارون سنى متعصبى بوده زبيده از فرط حزن و اندوه تب لازم عارض او گرديد ازاينجهت تغير آبوهوا بجانب تبريز رفت و بعد از مدتى هارون او را به بغداد طلب كرد زبيده به او نوشت ( لقلقة ماء الجميد فى الكوز الجديد لنشربها احسن من بغداد هارون الرشيد ) يعنى يخ را در كوزهء تازهء كه در نواحى تبريز مىسازند انداخته و حركت دهند تا آب سرد شده و بياشامند اين بهتر است از نهر بغداد و هارون الرشيد .
و از كتاب نقض شيخ اجل عبد الجليل رازى عليهالرحمه نقل كند كه زبيده خاتون عليها الرحمه شيعه فطريه فدائيه بوده و چون هارون الرشيد غلو زبيده را در تشيع و محبت و مودت او را نسبت بذوى القربى محقق دانست سوگند خورد كه به دو كلمه او را طلاق بگويد پس بر كاغذى نوشت كنت فبنت يعنى بودى زوجه من پس آن علاقه زوجيت بريده شد و آن كاغذ را بزبيده فرستاد پس او در جواب نوشت كنا فحمدنا و بنا فما ندمنا يعنى بوديم زوج و زوجه با تو بدان حمد و شكر مىكرديم و از هم جدا و بريده شديم و اصلا ندامت و پشيمانى نداريم .
ابن جوزى در كتاب القاب مىنويسد كه از براى زبيده صد كنيز بود كه همه را تعليم قرآن كرده بود و همهء ايشان قرآن را حفظ كرده بودند از براى هريك آنها معين كرده بود كه همهروزه يك عشر قرآن بخوانند صداى قرآن در قصر زبيده چون زنبور