تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
مىخواند باشكوه نبوت بر تو بالا او خاضع شو پس كوه در حال چندان خاضع شد و فرورفت كه آن معدن شكوه و وقار پاى مبارك بر آن كوه گذاشت و بالا رفت و چون آن طرف كوه را مشاهده نمود و نيكوتر از اين طرف ديد خواست كه به آن طرف خرامد و در آن طرف كوه مار و عقرب بسيار بودند در غايت عظمت كه كسى از بيم آنها در آن وادى عبور نمىتوانست نمود . پس استحيائيل نهيبى داد ايشان را كه اى گروه حيّات و عقارب خود را در سوراخها و در زير سنگها پنهان نمائيد كه سيد اولين و آخرين شما را نبيند چون همه پنهان شدند آن حضرت از كوه به زير آمد پس چشمه آبى ديد در غايت سردى از عسل شيرين‌تر و از مسكه نرم‌تر پس از آن آب تناول فرمود و لحظه‌اى در كنار آن چشمه استراحت نمود .

ناله و بىقرارى حليمه به جهت فقدان رسول خدا ( ص )

چون مدتى گذشت و آن حضرت مراجعت نفرمود اولاد حليمه در جستجوى او برآمدند او را نيافتند ناچار بسوى حليمه برگشتند و آن قصهء هايله را به او گفتند پس حليمه در ميان قبيله خود صدا بشيون بلند كرد و جامه‌ها بر بدن خود دريد و موهاى خود را پريشان نمود و با سر و پاى برهنه بسوى بيابان دويد و از پرده جگر همى ناله مىكشيد و مىگفت وا ولداه وا قرّة عيناه وا ثمرة فؤاداه اى ميوه دل من كجائى كه صورت خود را بمادر مهجورت نمىنمائى و زنان قبيله با او مىدويدند و موهاى خود را مىكندند و روهاى خود را مىخراشيدند و هر بنده و آزاد و پير و جوان كه در قبيلهء او بودند سراسيمه بطلب آن حضرت به هر سو مىدويدند . و عبد اللّه بن الحارث پدر حليمه با أشراف بنى سعد سوار شدند و سوگند ياد كردند كه اگر محمد را نيابيم شمشير بكشيم و احدى از قبيله بنى سعد را زنده نگذاريم و قبيلهء قطفان را نابود نمائيم . چون حليمه در آن بيابان اثرى از آن حضرت نيافت با آن حال پريشان و چشم
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 165 | شيخ ذبيح الله محلاتى