تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
حضرت فرمود كه اين‌ها در جنب قدرت خدا سهل است و چون صبح شد ضمره به آن حضرت گفت كه وفا بوعده خود مىنمائى فرمود بلى مرا ببريد به آن موضع كه گرك گوسفند شما برده پس حضرت را بدان موضع بردند در حالتى كه آن حضرت را بدوش خود سوار كرده بودند چون بدان موضع رسيدند ضمره آن حضرت را از دوش خود فرود آورد . پس آن حضرت به سجده افتاد و گفت اى إله من و سيد من و مولاى من مىدانى حق حليمه را بر من و گرگى بر گوسفندان او تعدى كرده است پس سؤال مىكنم از تو كه گرگ را امر فرمائى كه گوسفندان او را برگرداند پس در همان ساعت گرك هر دو گوسفند را حاضر نمود و سببش آن بود كه چون گرك گوسفند را ربود هاتفى او را نداء درداد و گفت اى گرك بترس از عقوبت الهى و اين دو گوسفند را حفظ نما تا فردا آن را بسوى بهترين پيغمبران محمد بن عبد اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم برگردانى . پس گرك در پاى آن حضرت افتاد و بامر خدا بسخن آمد عرض كرد اى سرور پيغمبران مرا معذور دار كه من ندانستم اين گوسفندان تعلق بشما دارد پس ضمره گفت اى محمد چه بسيار عجب است كارهاى تو . و چون دو سال از عمر شريف آن حضرت تمام شد روزى با حليمه گفت كه اى مادر مىخواهم امروز با برادران بصحرا روم و ايشان را بر چرانيدن گوسفندان اعانت كنم و در كوه و صحرا نظر افكنم و از مصنوعات الهى عبرت گيرم و منافع و مضار ايشان را بدانم حليمه گفت اى فرزند بسيار مائل باشى فرمود بلى چون ديد كه آن حضرت بسيار راغب است بسوى رفتن بصحرا پس جامه‌هاى نيكو بر آن حضرت پوشانيد و نعلين در پاى آن حضرت بست و اطعمه نفيسه به همراه آن حضرت كرد و فرزندان خود را وصيت بسيار نمود در رعايت و محافظت آن حضرت چون سيد انبيا قدم در صحرا نهاده كوه و دشت از نور جمال آن خورشيد فلك رسالت روشن گرديد و بهر سنك و كلوخ كه مير سيد بآواز بلند او را ندا مىنمود كه السلام عليك يا محمد السلام عليك يا احمد السلام عليك يا حامد السلام عليك يا محمود يا صاحب القول العدل لا إله إلّا اللّه محمد رسول اللّه خوشا حال كسى كه به تو ايمان آورد و عذاب الهى براى