دارم و باداره كردن ايشان روز بشام مىآورم خوف دارم كه نتوانم حق شما را ادا بنمايم يا فرزندان من شما را اذيت كنند و البتّه بر من دشوار است كه اذيتى بشما وارد بشود اين وقت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند ( ما ركب الابل مثل نساه قريش احنا على ولدها و لا ارعى على زوجها فى ذات يديه . )
يعنى سوار نشده است بر شتر زنى كه مهربانتر به فرزند و رعايتكنندهتر حق شوهر باشد از زنان قريش چون در آن زمان در بلاد حجاز در مسافرتهاى خود بيشتر با شتر مسافرت مىكردند ازاينجهت حضرت فرمود ما ركب الابل
و در ج 2 حيوة القلوب در فتح مكه مىفرمايد جماعتى از مشركين از قبيله بنى مخزوم بخانهء أم هاني پنهان شدند اين خبر بامير المؤمنين ع رسيد لثامى بست چنان كه شناخته نشود و متوجه خانه ام هانى گرديد چون بدر خانه رسيد ام هانى از در مدافعت بيرون شد گفت تو كيستى كه بخانهء دختر عم رسول خدا و خواهر على مرتضى قدم مىگذارى من اين جماعت را امان دادم به خدا قسم اكنون مىروم شكايت ترا برسول خدا مىنمايم و دست انداخت و انگشتان امير المؤمنين را سخت فشار داد اين وقت امير المؤمنين نقاب از چهره به يكسو كرد ام هانى برادر را شناخت عرض كرد جان من فداى تو باد قسم ياد كردم كه شكايت ترا به رسول خدا بنمايم
پس به خدمت حضرت رسول آمد در وقتى كه آن حضرت در ميان خيمه مشغول غسل كردن بود و فاطمه در خدمت آن جناب نشسته بود حضرت چون صداى ام هانى را بشنيد بشناخت او را فرمود مرحبا خوش آمدى اى ام هانى گفت پدر و مادرم فداى تو باد چها ديدم امروز از على حضرت فرمود من امان دادم هرك را تو امان دادى حضرت فاطمه سلام اللّه عليها فرمود اى ام هانى آمدهاى از على شكايت مىكنى كه دشمنان خدا و رسول را ترسانيده ام هانى گفت فداى تو شوم تقصير مرا به بخش اين وقت حضرت فرمود كه خداوند متعال على را جزاى نيك دهد كه در راه خدا رعايت هيچكس نمىكند و امان دادم هركس را كه ام هانى امان داده است بالجمله ام هانى تا هنگام حركت حضرت والاى حسينى بسوى عراق حيات داشته
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 451
مساهمون: شيخ ذبيح الله محلاتى
ص٤٥١