163 - ام هاني [ محدثه ]
زنى فاضله و محدثه است از اصحاب امام باقر ع است
در كافى در باب ( فى الغيبة ) از اين ام هانى روايت مىفرمايد كه گفت ام هاني من از امام باقر ع سؤال كردم از معنى قول خداى تعالى
فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ
سپس حديث را نقل مىفرمايد و نيز بسند ديگر از ام هاني حديث كند راجع به همين تفسير كه مراد بالخنس امام زمان است كه در سنه دويست و شصت يخنس يعنى غائب مىشود مانند ستاره كه غروب كند پس از آن ظاهر مىشود و عالم ظلمانى را بنور خود منور مىنمايد و در سنه مذكوره وفات امام عسكر ع است
163 - اميمه بنت عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف
زوجه جحش بن رئاب بن يعمر بن صبرة ابن مرهء اسدي است و زينب بنت جحش كه از امهات مؤمنين است دختر اين بانو است و ترجمه زينب در جلد 2 گذشت و اين جحش بن رئاب برادرى داشت مسمى بعبد المجذع بذال نقطهدار كه از مهاجرين و اهل بدر بود و در احد شهيد گرديد رسول خدا جذع نخلى را كه عبارت از شاخه درخت خرما بود به دو داد و آن شمشيرى شد و قبضه آن را عون ناميدند ازاينجهت او را عبد المجذع گفتهاند و چون شهيد شد چهل سال داشت و با حمزة بن عبد المطلب در يك جا مدفون شدند و شمشير او را به دويست دينار خريدند و عبد المجذع دخترى داشت ام حبيبه نام كه زوجهء مصعب بن عمير بوده و اين مصعب نيز در احد شهيد گرديد .
بالجمله ايشان از آن پنج خواهرى بودند كه عبد المطلب در حال احتضار از اين دختران درخواست كرد كه هركدام مرثيهاى كه بعد از وفات من مىخواهيد بگوئيد اكنون آن را بخوانيد تا من بشنوم از جمله اميمه اشعارى قرائت كرد كه در ترجمه خواهرانش گذشت