165 - اميمة الغفارية از قبيله ابو ذر غفاري
در غزوات با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مداواى جرحى مىنمود
166 - امية دختر قيس بن ابى الصلت الغفارية
در غزوهء خيبر با رسول خدا بود خود اميه حديث مىكند كه من با جماعتى از زنان بنى غفار به خدمت رسول خدا مشرف شديم من عرض كردم يا رسول اللّه ما جماعت زنان مىخواهيم با شما از مدينه بيرون شويم و در حربگاه معالجه مرضى و مداواى جرحى و مساعدت مسلمين بنمائيم آن مقدار كه در استطاعت ما مىباشد آن حضرت رخصت دادند و من در آنوقت جاريه كم سنى بودم حضرت مرا در پشت سر خود سوار نمود چون فتح خيبر شد آن حضرت از غنايم بما چيزى مرحمت فرمودند و مرا گردنبندى عطا فرمود كه تاكنون آن را از خود جدا نكردم و وصيت كردهام كه چون از دنيا بروم او را با من دفن كنند چون رسول خدا او را بدست خود بر گردن من آويخت ( اعلام النساء )
167 امينة الانصاريه
نصر بن مزاحم در كتاب صفين گويد كه امنية الانصاريه
مرثيه گفت از براى ابو الهيثم بن تيهان هنگام حرب صفين و شهادت ابو الهيثم در ركاب آن حضرت
منع اليوم ان اذوق رقادا * مالك اذ مضى و كان عمادا
يا ابا الهيثم بن تيهان انى * صرت للهم معدنا و وسادا
اذ غدا الفاسق الكفور عليهم * انه كان مثلها معتادا
اصبحوا مثل من ثوى يوم احد * يرحم اللّه تلكم الاجسادا