تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
خلق و كريمى اخلاق آن خورشيد تابنده است و سرو سهى از قد دلربايش و تناسب اندامش دلباخته واسع الصدر نه لاغر و نه بسيار فربه چشمان مشكين و مژگان نمكين او گفتى تير دل‌دوز بينندگان است پشت هلال از ابروان پيوسته‌اش خم و ناتوان گردن مباركش همانند نقره در لمعان و محاسن انبوهش و گوهر دندانهايش و ياقوت لبهايش كهرباى قلب مستمندان در حال خاموشى گفتى كوه وقار است و هرگاه سخن گفتى چندان شيرين و نرم و آرام و آهسته و در كمال فصاحت و بلاغت بودى كه مستمعين را دل‌هاى آن‌ها را مىربودى و همانند درارى شاهوار از لعل شكربار نثار مىفرمودى .
زان دهن غنچه بايد از حيرت * تا بدامن درد گريبانش گوهر از قعر بحر مىآيد * بتماشاى آب دندانش بغلامى دهد گرش يعقوب * يوسف خويش پير كنعانش
اى ابا معبد من از براى تو چه وصف كنم از آن گيسوان عنبرين و طلعت زيبا و قامت طوبى كه هزاران لشكر عشاق اسير تار گيسو و غلام خال هندوى وى بودند چون سخن گفتى رفقاى او سراپا گوش بودند و براى امتثال امر او از هم ديگر سبقت مىگرفته‌اند چون پروانه دور آن مشعل نور را داشته‌اند لبى خندان و نمكين نه عبوس و نه گره بر جبين ابو معبد گفت به خدا قسم اين همان پيغمبر است كه قريش از براى ما وصف مىكردند در مكه همانا عزم خود را جزم كردم كه اگر وسائلى فراهم شود خود را به او برسانم و از مصاحبت او دست باز ندارم و در جلد متعلق باحوال سيد الشهداء ع از ناسخ ص 308 حديث كند از هند بنت الجون كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در خيمهء خالهء من ام معبد نزول فرموده و چند تن از اصحاب ملازم خدمت وى بودند و آن معجزه كه شير از ميش لاغر خشكيده بدوشد در نزد مردمان آشكار است آنگاه در گرمگاه روز لختى بخواب رفت چون از خواب برخواست آب طلب فرمود و دستهاى مباركش را بشست و سه كرت مضمضه نمود و در پاى درخت عوسجه