تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
گرديد و مرور رياح و امطار آثار آن را محو ساخت عبد اللّه بن محمد الانصارى گفت من در مدينه اين خبر را بدعبل بن على الخزاعى گفتم تصديق كرد و علامهء مجلسي در جلد ثانى حيوة القلوب در قصه هجرت آن حضرت از مكه بمدينه از قطب راوندى نقل مىكند قصهء ام معبد را تا آنجا كه مىگويد چون ام معبد داستان دوشيدن شير را و آن معجزه عظيم را مشاهده نمود گفت اى مبارك صورت مرا فرزندي است كه هفت سال دارد و مانند پاره گوشتى است سخن نمىگويد و بر پا نمىايستد مىخواهم براى او دعا كنى چون آن فرزند را حاضر گردانيد حضرت دانهء خرما را جائيد و در دهان او گذاشت آن مريض باعجاز آن حضرت در ساعت برخواست و راه رفت و سخن گفت پس هستهء آن خرما را در زمين فروبرد در حال بلند شد و درخت خرمائى كرديد و رطب از آن آويخته شد و پيوسته در تابستان و زمستان رطب مىداد و بدست مبارك خود اشاره به اطراف كرد هر چهار جانب پرگياه شد و حضرت از آنجا روانه شد و آن درخت هميشه رطب مىداد تا اينكه حضرت رسول از دنيا رفت پس از آن هميشه سبز بود اما ميوه نمىداد چون حضرت امير شهيد شد ديگر سبز نشد اما درخت بود و تر و تازه بود چون حضرت امام حسين شهيد شد خون از آن درخت جاري شد و خشك گرديد ) و چون شوهر آن زن از صحرا مراجعت كرد و آن اوضاع غريبه را مشاهده نمودم از ام معبد پرسيد كه سبب اين تغييرات اوضاع چيست آن زن گفت مردى از قريش امروز به خيمه ما آمد و اين اوضاع غريبه از اوست و اين بركات از طرف قرين الشرف او مىباشد آن مرد گفت اوست كه اهل مدينه انتظار او را مىكشند و اكنون بر من ظاهر شد كه او راست‌گو باشد و اهل خود را برداشت و بسوى مدينه آمد و مسلمانى گرفت و در ناسخ در ذيل حديث ام معبد گويد كه سعيدة دختر مالك الخزاعى از ثمر اين شجرهء مذكوره تناول كرده و از نوحه جن اين شعر را از بر كرده
يا ابن الشهيد و يا شهيدا عمه * خير العمومة جعفر الطيار