161 - ام محمد بانوى حرم امام موسى كاظم عليه السّلام
در اعيان الشيعة در ترجمه اسحاق بن جعفر بن محمد عليهما السلام حكايتي از اين مخدره نقل مىكند كه دلالت بر فضل او مىنمايد و الظاهر ام احمد است كه از پيش گذشت
162 ام محمد بانوئى صالحه عابده از مردم كيلان
شيخ على اكبر نهاوندى معاصر در ( معدن الجواهر ) نقل كرده كه در گيلان خشكسالى شد مردم باستسقا بيرون رفتهاند و باران نيامده همهء مردم بدر خانه ام محمد رفتهاند كه از زنان صالحه بود و دعاى باران مسئلت نمودند ام محمد از خانه بيرون آمد و جلو در خانه خود را جاروب زد و خاك و خاشاك آن را پاك ساخته و رو به آسمان نموده عرص كرد بارخدايا من جاروب نمودم تو آبپاشى بنما سپس طولى نكشيد كه از بركت دعاي او چندان باران آمد كه مردم سيراب شدند .
163 ام مسلم المجاشعى
اين زن از اهل مداين است پسرى آورد كه با حذيفهء يمانى در مداين كمال آشنائى را بهم رسانيده بود و در آنوقت حذيفه از جانب عثمان والى مداين بود چون عثمان كشته شد حذيفه در مداين بود حضرت ع امير نامه به او نوشت كه براى او از مردم مداين بيعت بگيرد حذيفه بر منبر برآمد و چندانكه توانست از فضائل امير المؤمنين ع تذكره كرد و در خلال بيانات خود گفت الحمد للّه كه احياء حق شد و اماته باطل گرديد و حق و عدل ظاهر گشت و جور و ظلم بر كنار افتاد ايها الناس انما وليكم اللّه و رسوله و امير المؤمنين حقا حقا پس فرمان امير المؤمنين را بر ايشان قرائت كرد