تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
باقى مانده است بر گرد اسباب خود تفتيش كن برگشت چيزى نيافت مراجعت كرد ابو جعفر فرمودند آن دو جامه سردانى كه فلان پسر فلان بشما داد كه بياورى اكنون كجا است آن مرد متذكر شد عرض كرد يا سيدى راست فرمودى ولى فعلا در خاطرم نيست كه آن را كجا سپرده‌ام آن مرد برگشت و چندانكه متاع خود را تفتيش كرد چيزى نيافت از همراهان خود هرچه فحص كرد چيزى نفهميد برگشت قصه را باز گفت ابو جعفر فرمود برو در نزد آن پنبه‌فروش كه دو عدل پنبه از براى او برسم تجارت آورده فلان عدل را باز كن دو جامه در وسط او مىباشد آن مرد آمد به همان علامت دو جامه را از ميان بار پنبه بيرون آورد و به خدمت ابو جعفر آمده تسليم داد و عرض كرد يا سيدى من اين دو جامه را در ميان عدل گذاشتم تا محفوظتر باشد بعد آن را فراموش كردم پس از آن آن مرد اين كرامت باهره را در هرجا نقل مىكرد كه آن بزرگوار او را خبر داد به چيزى كه آن را ندانسته بود .

158 - ام لقمان دختر عقيل بن ابي طالب

اين زن در مدينه بود چون خبر قتل حضرت سيد الشهداء عليه السلام بمدينه رسيد ام لقمان با خواهرانش ام هانى و اسماء و رمله و زينب از منازل خود بيرون دويدند و زارزار بگريسته‌اند و اشعار ذيل را ام لقمان بسرود
ما ذا تقولون اذ قال النبى لكم * ما ذا فعلتم و انتم آخر الامم بعترتى و باهلى بعد مغتقدى * منهم اساري و منهم ضرجوا بدم

159 ام ليلى [ مادر على بن الحسين ]

در بانوان دشت كربلا ترجمه او گذشت

160 - ام محمد دختر محمد بن جعفر الطيار

حديث رد شمس را براى امير المؤمنين عليه السلام از جده خود اسماء بنت عميس نقل مىكند چنانچه صدوق در مشيخه من لا يحضره الفقيه او را ذكر كرده
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 438 | شيخ ذبيح الله محلاتى