تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
خود ديدم آنها را برداشتم و به خدمت امام زين العابدين شتافتم آن حضرت بر آنها خاتم برنهاد و فرمود از اين كار كسى را آگاه مكن چون پسرم غانم اين معجزه را از آن حضرت بديد اين ابيات بگفت
اتيت عليا ابتغى الحق عنده * و عند على عبرة لا تحاول فشدّوا وثاقي ثم قال لى اصبطر * كانى مخبوء رآنى خابل « 1 » فقلت لحاك اللّه و اللّه لم اكن * لا كذب فى قولى الذى انا قائل و خلى سبيلى بعد ضنك فاصبحت * مخلاة نفسى و سربى سابل فاقبلت يا خير الانام مؤمما * لك اليوم عند العالمين اسائل فقلت و خير القوم ما كان صادقا * و لا يستوي فى الدّين حق و باطل و لا يستوى من كان بالحق عالما * كآخر يمسى و هو للحق جاهل و انت امام الحق يعرف فضله * و ان قصرت عنه النهى و الفضائل و انت وصى الاوصياء محمد ص * ابوك و من نيطت اليه الوسائل
شيخ طبرسى در اعلام الورى از احمد بن عياش حديث كند كه او بسند خود از ابو هاشم جعفري روايت نموده كه روزى من در خدمت امام حسن عسكري در سرمن‌راى نشسته بودم در آن حال مردي از اهل يمن رخصت گرفت كه داخل شود چون داخل شد ديدم مردى طويل القامه خوش‌صورت بهى المنظر جسيم البدن فسلم على الامام بالولاية فرد عليه بالقبول و امره بالجلوس پس در پهلوى من نشست در نفس خود گفتم اىكاش من اين مرد را مىشناختم در حال امام عسكرى ملتفت من گرديد و فرمود اين از فرزندان زن عربيه صاحبة الحصاة است كه پدران من بر ان خاتم نهادند پس به آن مرد فرمود بياور آن سنگ‌ريزه را آن شخص سنگ‌ريزه را بدست آن حضرت داد آن حضرت آن سنگ‌ريزه را نرم كرد خاتم بر او نهاد و من گويا الآن آن را قرائت مىكنم كه ديدم بر او نقش گرفته است ( الحسن بن على ) پس به آن مرد يمانى گفتم اين امام را هيج ملاقات كرده‌اى قبل از امروز گفت نه به خدا قسم و من مدتها
هامش
( 1 ) خابل اسم شيطان است
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 421 | شيخ ذبيح الله محلاتى