تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
بالجمله مىگويد من باقطاب چند سلسله بتعاقب خدمتهاى صادقانه به اميد كردم و راهى كه نمودند رفتم و ورد زبانى و ذكر قلبى كه تلقينم كردند گفتم و مخالفت آنها را جزئى و كلى روا نداشتم تا آنكه آنها از من مطمئن شدند تصديق قابليت مرا براى ارشاد بنحو اطلاق نمودند و اجازهء ارشاد به حكم نازلهء غيبى من عند اللّه دادند و در آن اجازه‌نامه نوشته‌اند كه بر ما لازم است هرك را كامل و قابل تكميل غير ببينيم او را منصوب بارشاد نمائيم و چون فلانى از همه جهت قابليت او به سرحد كمال رسيده است لذا مختار است در همه امور دينيه سپس اسرار خود را به من گفته‌اند و رازهاى خود را در نزد من افشا كردند در اثر افشاء اسرار تهىدستى آنها و بطلان دعاوي ايشان بر من معلوم شد ازاين‌جهت آنها را رها كردم و باجازهء آنها عمل ننمودم و ارشاد نكردم . بسلسله ديگر رفتم باميد اينكه شايد ايشان صادق باشند در دعاوى خود آنها را هم تهىدست يافتم چند سلسله را به همين‌طور خدمت كردم چون كشف باطن شد ترك كردم تا اينكه در سنه 1312 نزد حاج ملا سلطان كنابدى رفتم و از منزل خود كه در آن وقت كربلا بود تا گناباد تقريبا سيصد فرسخ راه بود در 3 ماه آن راه را برنجهاى بسيار طى كردم و دست از همه كار شخصى و علمى و از اولاد و عيال برداشته به خيال خود هجرت الى اللّه كردم كه اگر او را راستگو ببينم پا از كوي او و دست از دامنش نكشم چون بنزد او رسيدم در اثر ظن خود خدمتهاى صادقانه و جدى بجان و مال و آبرو ادامه دادم تا پانزده سال تمام و بواسطهء من كه واعظى معروف بودم مريدان او از هزار افزون گرديد و مردم لعن بر من مىكردند و من همه را در راه خدا بجان مى خريدم و با خود مىگفتم كه اگر اخلاق بد من مبدل بخوب شود و كامل النفس گردم چنان كه ملا سلطان به پرى دهان وعدهء صريح جزمي به من مىداد اين رنجها و ذلت‌ها مىارزد با اينكه در اثناء پانزده سال چندبار عيوب طريقتى و شريعتى و آثار تهىدستى او نيز بر من نمودار شد و نزديك به ترك و رها كردنش مير سيد باز بعض تصنعات او كه اخيرا فهميدم همه تضع است جبران و مقاومت با آن لوايح مىنمود فلذا باقي مىماندم و
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 418 | شيخ ذبيح الله محلاتى