من اعبد العباد في عصرها فقيه شريفه بعضى از شاگردان شيخ على كركى در رسالهء معموله در ذكر اسامى مشايخ گفته و منهم أم السيد على بن طاوس قدس سرهما على جميع مصنفاته و رواياته و يثني عليها بالفضل ( رياض العلماء )
127 مج ام على زوجهء احمد بن خضرويه
از اولاد اكابر و مال بسيار داشت همه را بر فقرا انفاق نمود و ابو حفص مىگفت من هميشه صحبت زنان را مكروه مىداشتم تا به خدمت ام على رسيدم پس دانستم كه حقتعالى معرفت و شناخت خود را آنجا كه مىخواهد مىگذارد و ام على مىگفت حقتعالى خلق را به خود خواند بانواع لطائف و نيكوئى و آنها اجابت نكردند پس بر ايشان ريخت بلاهاى گوناگون تا ايشان را بسبب بلا بسوى خود باز گرداند زيراكه ايشان را دوست مىدارد و هم او گفته است فوت حاجت آسانتر است از خارى كشيدن براى تحصيل آن ( نفحات الانس جامى )
اقول جامى در اين كتاب نقطهء نظر او بيان حال صوفيان است مرد باشد يا زن شيعه باشد يا سنى ازاينجهت اين كتاب محل اعتماد نيست و متفردات او قابل اصغا نباشد و حقير در كتاب ( السيوف البارقة ) كه در رد متصوفين مارقه در ششصد صحيفه نگاشتهام كه مذاهب صوفيه به كلى باطل و جميع آنها هالك و مالك ممالك دوزخ خواهند بود و نيز در كتاب ( كشف الاشتباه ) در كجروى اصحاب خانقاه زياده از شصت نفر مشايخ و اقطاب آنها را ترجمه كردم كه تماما منحرف از جاده شريعت و آلودهء بهزار گونه معصيت مىباشند حتى ملا سلطان كنابدى كه در اين قرن اخير بروز كرد و چندين هزار مريد دور او را گرفت بالاخره معلوم شد كه مردى هواپرست و دنياطلب و بىدين است و مرحوم ملا عباس على قزوينى برحسب تصريح خودش در كتاب استوار و كتاب كيواننامه و كتاب رازگشا هفده سال خدمت ملا سلطان كنابدى را كرده عاقبت بر او معلوم شد كه ملا سلطان مردى دنياپرست و بىدين است فلذا از او بيزارى جسته و كتابها در رد ايشان نوشته تا اينكه حضرات صوفيه پنجاه پرسش از ايشان كردند