ترا از همان باب جواب گويم اكنون سؤال كن آنچه را كه مىخواهى معاويه گفت در روز صفين وقتى كه عمار ياسر مقتول شد مىخواهم آن كلماتى كه در آنوقت برأى تحريض لشكر على بن ابى طالب بر زبان آوردى اعاده بدهى و در اين مجلس از براى من بازگوئى ام الخير فرمود خطبه حفظ نكرده بودم و از كسى روايتى نقل نكردم تا محفوظ من بوده باشد كلماتى بر زبان من جارى شد هنگامى كه آتش حرب مشتعل شد اكنون اگر بخواهى همانند آن را براى تو بياورم معاويه گفت نمىخواهم پس رو را بجلساء خود كرده گفت كداميك از شماها كلمات ام الخير را حفظ كرده كه در روز صفين گفته يك نفر از اصحاب معاويه گفت من حفظ كردهام مثل اينكه سورهء جمعه را حفظ كردم معاويه گفت بياور آنچه را كه در روز صفين از ام الخير شنيدى آن مرد گفت گويا مىنگرم همين ام الخير را كه در روز صفين برد يمانى دربر داشت كه آن برد حاشيه ستبر غليظى داشت و بر شتر خاكسترىرنك سوار بود كه بر قطب آن شتر و سادهاى گسترده بود و تازيانهاى در دست داشت كه شعبهاى آن تازيانه منتشر بود و مانند شيران شكاري نعره از جگر مىكشيد و چون فحول جنگجويان مردم را تحريص و ترغيب به جنگ مىنمود و مىفرمود
يا ايها الناس ان زلزلة الساعة شىء عظيم ان اللّه قد اوضح لكم الحق و ابان الدليل و نور السبيل و رفع العلم فلم يدعكم فى عمياء مبهم و لا سوداء مدلهمه فالى اين تريدون رحمكم اللّه أ فرارا عن امير المؤمنين ام فرارا من الزحف ام رغبة من الاسلام ام ارتدادا عن الحق اما سمعتم اللّه عز و جل يقول
وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجاهِدِينَ مِنْكُمْ وَ الصَّابِرِينَ
وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً وَ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ
گفت اى مردم بپرهيزيد از خداوند تبارك و تعالى و بترسيد از هولناكى قيامت داهيهء بزرك در پيش داريد همانا خداوند روشن كرده است ار براى شما حق را و ظاهر ساخته است برهان را و بنموده است راه را و برافروخته است نشان و آيت خود را و شما را در كوري و تاريكى باز نداشته است بكجا مىرويد آيا از امير المؤمنين فرار مىكنيد آيا از جهاد فرار مىكنيد و مىگريزيد آيا از اسلام به يكسو مىرويد آيا به حق مرتد