تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣

95 ام الخير بنت الحريش بن سراقة البارقية تابعيه

اين بانوى معظمه خدمت رسول خدا نرسيده ولى درك صحبت امير المؤمنين و سائر اصحاب را نموده در و لا و محبت اهل بيت گوى سبقت از سائر زنان ربوده در فصاحت و بلاغت فريدهء دهر بشمار مىرفته و با امير المؤمنين در حرب صفين حاضر بوده . احمد بن ابى طاهر در بلاغات النساء و ابن عبد ربه در عقد الفريد و ديگران وفود او را به معاويه نقل كرده‌اند كه معاويه نوشت بوالى كوفه كه البتّه ام الخير را بوجه خوشى او را بشام فرست كه اگر به نيكوئى او را بشام فرستادى ترا جزاى نيك خواهم داد و اگر بوجه ناخوشى باشد ترا كيفر خواهم كرد چون نامه بوالى كوفه رسيد ام الخير را آگاه كرده ايشان فرمودند اما انا فغير زائغة عن طاعته و لا معتلة بكذب و لقد كنت احب لقاء امير المؤمنين لامور تختلج فى صدري تجرى مجرى النفس يغلى بها على المرجل بحب البلسن « 1 » يوقد بجزل السمر ) . يعنى هرآينه من مضايقه ندارم از رفتن بسوى معاويه و از دروغ نمىتوانم عذرى آورد هرآينه منهم دوست دارم كه معاويه را ملاقات بنمايم به جهت امورى كه در سينهء من جوش مىزند بالاخره والى كوفه اسباب سفر او را مهيا كرد و او را به‌سوى شام فرستاد و بمشايعت او بيرون آمده گفت يا أم الخير معاويه براى من ضمانت كرده كه اگر تو در حق من سخنى بخير بگوئى مرا پاداش نيك دهد و اگر از من شكايتي بر زبان آوردى مرا كيفر كند اكنون خويش را واپاى كه از من شكايتى بر زبان نياورى ام الخير فرمود .
هامش
( 1 ) بلسن كبرثن دانه‌اى شبيه عدس و سمر درخت خار