تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
امرؤ القيس بدين خود ثابت بود و عموى او كه مرتد شد او را بقتل رسانيد و در ميان صحابه دو امرؤ القيس نام بود يكى امرؤ القيس بن عابس و ديگر امرؤ القيس بن الاصبغ الكلبى و امرؤ القيس پدر رباب در زمان عمر بن الخطاب مسلانى گرفت چنانچه مرحوم فرهاد ميرزا در قمقام از اغانى ابو الفرج از عوف بن الخارجة المزى روايت كرده كه گفت در زمان خلافت عمر بن الخطاب نزد وى بودم كه مردى بنزد وى آمد سلام داد و تحيت خلافت گفت عمر نام وى بپرسيد گفت مردي ترسا و بنام امرؤ القيس الكلبى عمر بشناختش مردى گفت اين همان كس باشد كه يوم الفلج بر بكر بن وائل غارت آورد عمر بار ديگر سبب آمدن او را پرسش كرد گفت آمدم بشرف اسلام مشرف بشوم و آداب آن را بياموزم پس اسلام آورد و بر مسلمانان قضاعه كه در شام بودند امارت به او داده شد و عمر حكومت آن مرز بوم را به او واگذار كرد امرؤ القيس بيرون آمد و من هيچ‌كس نديدم كه ركعتى نماز نگذاشته باشد : و بر مسلمانان امارت يابد و چون امرؤ القيس از مسجد بيرون شد امير المؤمنين از عقب سر او بيرون آمد و با او بود حسن و حسين عليهم السلام پس حضرت فرمودند بامرأ القيس يا عم انا على بن ابى طالب ابن عم رسول اللّه و صهره و هذان ابناي من انبته ما را به پيوند تو رغبت افتاده امرؤ القيس گفت يا على ( محياة ) دختر خويش ترا دادم و ( سلمى ) دختر ديگر حسن را دادم و ( رباب ) دختر ديگر خود را حسين را دادم در آغانى گويد آن روز شام نشد كه اين سه دختر تزويج شد و از رباب حضرت سكينه و على اصغر متولد كرديدند كه آن را عبد اللّه مىگفته‌اند . ) و لا يخفى برحسب اين تاريخ رباب هنگام وفات كمتر از شصت نمىشود داشته باشد تقريبا چون يك سال بعد از وقعه كربلا زنده بود و بايستى بين زفاف و حامله شدن رباب بسكينه بسيار فاصله شده باشد چه آنكه حضرت سكينه در سنة 117 وفات كرد و اگر فرض كنيم اين ازدواج در آخر خلافت عمر بوده بازهم لازم دارد كه حضرت سكينه حدود صدسال زندگانى كرده باشد و احدى اين را احتمال نداده بلكه مشهور اين است كه حضرت سكينه در زمين كربلا سيزده‌ساله يا چهارده‌ساله بوده و اللّه العالم
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 314 | شيخ ذبيح الله محلاتى