تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
يكى سرپوش بد بر روي آن سر * نقاب‌آسا به روى مهر اثور به پيش روى كودك سر نهادند * زنو بر دل غم ديگر نهادند بناموس خدا آن كودك زار * بگفت اى عمه دل‌ريش افكار چه باشد زير اين منديل مستور * كه جز بابا ندارم هيج منظور بگفتش دختر سلطان و الا * كه انكسرا كه خواهى هست اينجا چه اين بشنيد خود برداشت سرپوش * چه جان بگرفت أنسر را در آغوش بگفت اى سرور سالار اسلام * ز قتلت مر مرا روز است چون شام پدر بعد از تو محنت‌ها كشيدم * بصحرا و بيابانها دويدم همىگفته‌اند مان در كوفه و شام * كه اينان خارج‌اند از دين اسلام مرا بعد از تو اى شاه يگانه * پرستارى نبد جز تازيانه ز كعب نيز و از ضرب سيلى * تنم چون آسمان گشته است نيلى
اثر طبع فصيح الزمان شيرازى
بابا تو ز حال دل غم‌ديده گواهى * هجران توام سوخته همچون پر كاهى خوش آمده‌اى ديدن ما سوى خرابه * اين منزل ويران نبود لائق شاهى از نور رخت گلخن وى را نشده گلشن * آتشكده روشن شده از نيم‌نگاهى صد شكر كه افتاد گذارت بخرابه * آسوده شده خاطرم از چشم‌به‌راهى جانم بلب آمد پدر از حسرت رويت * در سينه نمانده است مرا ناله و آهى يك پرسشى از غم‌زدگان كن ز سر مهر * شاهانه ز گلزار تو هستيم گياهى چون در پرتو شكوه ز دشمن كنم امشب * از ضربت سيلي و ز بازوى سياهى
و له ايضا
امشب پدر ز احسان پائى بمنزلم نه * دستى ز مهربانى از لطف بر دلم نه درد فراقت اى شاه آتش زده بجانم * بنما جمال و منت بر طبع مايلم نه