تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
در آن روز حضرت سكينه هيچيك از اين اشعار را نه پسنديد و هيچيك آنها را نه ستود .

انتقاد حضرت سكينه از فرزدق

و نيز ابو الفرج در اغاني گويد و بيهقى در كتاب محاسن و مساوي سند بابى عبيده معمر بن المثنى مىرساند مىگويد هنگام موسم فرزدق شاعر طريق زيارت مكه پيش داشت و چون حج بگذاشت بجانب مدينه سفر كرد و در مدينه بدر خانه حضرت سكينه آمد و در مكانى كه شعراى مىنشسته‌اند جلوس داد كنيزك آن مخدره بيرون آمد فرمود اى فرزدق امروز اشعر ناس كيست فرزدق گفت امروز اشعر ناس جز من كسى نيست كنيزك گفت سخن بكذب راندى امروز اشعر ناس آن‌كس باشد كه اين شعر گفته .
بنفسى من تجنبه عزيز * على و من زيارته لماما و من امسى و اصبح لا اراه * و يطرقنى اذا هجع النيام
فرزدق گفت سوگند با خداى اگر اجازت رود نيك‌تر از اين شعر ترا بشنوانم فرمود دوست ندارم و او را رخصت انصراف داد روز ديكر فرزدق درآمد همچنان حضرت سكينه فرمود كيست اشعر ناس فرزدق عرض كرد اينك منم فرمود سخن بدروغ مىزنى اشعر ناس آن‌كسى باشد كه اين شعر را گفته است .
لو لا الحياء لها جني استعبار * و لزرت قبرك و الحبيب يزار كانت اذا هجر الضجيع فراشها * كتم الحديث و عفت الاسرار لا يلبثوا القرناء ان يتفرقوا * ليل يكر عليهم و نهار
فرزدق عرض كرد قسم به خداوند اگر مرا رخصت فرمائى نيكوتر و ستوده‌تر از اين شعر بعرض رسانم حضرت سكينه او را اجازت نداد كه شعرى انشا كند و مرخص فرمود فرزدق بيرون شد و روز سيم باز به حضرت سكينه آمد آن حضرت به عادت روز گذشته فرمود كيست شعر ناس فرزدق گفت جز من كسى نباشد و به غير خويشتن كس نشناسم فرمود همچنان دروغ مىگويى اشعر ناس صاحب تو است كه اين اشعار گفته