تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
سرو را بنده‌نوازى كن ساز * جندقى را بنگاهى بنواز گفتم اين شعر بعيد مولود * تا شود توشه بروز موعود

اثر طبع فائز مازندرانى در مدح زينب ع

عصمت صغرى كه او زينب كبرى است نام * زكيئه و طاهره فاطمه زهراست مام جد كبارش بود حضرت خير الانام * باب گرامى وى على عالىمقام برادرانش يكى حسين و ديگر حسن * جلال او از علو بعرش رايت زده عصمت او برملا بانك ولايت زده * كرامتش آشكار كوس رسالت زده لسان وى در سخن نوبت آيت زده * عيان كه اين گل بود ز گلبن ذو المنن شير ز پستان علم خورد همى تا فطام * ز سفرهء حلم برد اغذيهء صبح و شام بدامن مصطفى هماره بودش مقام * زينب دامان باب كه زين اب يافت نام ز دست حق تربيت يافت ز سر على * سيلى حسنش ببين به چهره ماهتاب كم ز يكى زره‌اى ز پرتوش آفتاب * ز غيرت كبريا بروش بودي نقاب كه گفت ديد اجنبى جمال وى بىحجاب * ديده ببيند مگر خداى را اهرمن بصبر ختم رسل بچهرهء زهرا جمال * به علم همچون حسن بزهد حيدر خصال بورطهء ابتلا حسين اندر فعال * ازين بزرگى زهى ازين جلالت تعال چه زن كه شأنش زند بمردها تو دهن * بمدحش اين بس‌كه در زمين كرب بلا سپرد با اينكه بود حضرت زين العبا * حسين در دست وى عيال خود از وفا بصبر پيغمبرى ديد همه ابتلا * بقدرت داوري كشيد جور ز من