سعادت است كسى را كه روز رحلت او * بپاى دارد بهر خدا مصيبت او
اثر طبع ميرزا غلام حسين اشرفي
دخت زهرا عصمت خلاق اكبر زينب است * دختر نيك اختر زهراى اطهر زينب است
افتخار آدم و حوا شدند اين ام دخت * بوالبشر را تاج سر زهرا و افسر زينب است
كان عصمت گوهر حلم و حيا مىپرورد * آرى اين گوهر ز صلب پاك حيدر زينب است
مريم عصر خود آن صديقه زهرا سرشت * آنكه سايد ساره بر خاك درش سر زينب است
آنكه گر سازد قبول از جان و دل منت كشد * خدمتش صبح و مسا حوا و هاجر زينب است
آفتاب برج عصمت زينت حجر بتول * خواهر سبطين و محبوب پيمبر زينب است
نور چشمان نبى جان على روح بتول * مظهر پروردگار حى داور زينب است
با چنين جاه و جلال و عزت و شوكت ببين * در زمين كربلا بىيار و ياور زينب است
آن المپرور كه دائم داشت چشم اشكبار * روز شب از داغ مرك شش برادر زينب است
آنكه بعد از كشتن سلطان مظلومان حسين * بر اسيران بود يكسر يار و ياور زينب است
چون عدو آتش بزد از كين بخرگاه حسين * آنكه خود را چون سمندر زد به آتش زينب است
سر بصحرا چون نهادند اهل بيت شاه دين * بىكس و بيچارگان را جمعآور زينب است
كودكان بىپروبال برادر را ز مهر * چون هما آنكو گرفتن زير شهير زينب است
سرپرست بىكسان در آن بيابان بلا * بعد قتل خسرو مظلوم مضطر زينب است
دامن طفلى در آن دشت بلا آتش گرفت * آنكه خاموشش نمود از ديدهء تر زينب است
خيمه بيمار چون آتش گرفت از راه كين * بهر بيمار آنكه مىزد دست بر سر زينب است
آنكه شد از كربلا تا كوفه و شام خراب * همسفر با خولى و شمر ستمگر زينب است
آنكه زد بر چوب محمل سر در آن ساعت كه ديد * راس پرنور برادر در برابر زينب است
( اشرفى ) چون شرح اين ماتم ندارد حد حصر * قصه كوته كن شفيعت روز محشر زينب است
اثر طبع آقاى سيد محمد على جندقى در مولوديهء زينب ع
دوستان گشت عيان نور خدا * پنجم ماه جمادي الاولى
از جمال و رخ بانو زينب * يعنى از آينه علم و ادب
اختر پاك سماوات علا * دختر شير خدا و زهرا ؟
گل نوخاستهء مصطفوى * سنبل فاطمى مرتضوى
مهربان خواهر و يار سبطين * با حسن همدم هم كار حسين
مقدمش بر همه بادا مسعود * حق نگهداردش از چشم حسود