تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
سر و قدش چه به گلزار دميد * سروهاى چمن از شرم خميد لاله‌اى بود ز باغ ايمان * كه بدل داشت بسى داغ نهان داغش ازبس بدل سوخته بود * لاله‌سان چهره‌اش افروخته بود پرده چون از رخ تابنده گشود * خوبرويان را آرام ربود حوريان محو رخ نيكويش * قدسيان مات شكنج مويش عود ريزند بمجمر بسيار * مشك‌ريزند ز دامان خروار از پى تهنيت ميلادش * بهر تبريك قدم شو باشش زد قدم چونكه باقليم شهود * رونق آل على را افزود گرچه گلزار على خرم بود * خرمى بىگل زينب كم بود شمع جمع حرم آل عبا * بود شهزادهء آزاده ما كه به او بار به منزل برسيد * كشتى عشق بساحل برسيد يعنى از بعد شهيد بىسر * برد اين‌بار اسيرى خواهر تا اسارت بشهادت يك جا * زنده گرداند آئين خدا گل گلگزار نبوت چه شگفت * جد او نام ورا زينب گفت يعنى او زينت بابش على است * كه از او نور خدا منجلى است جلوهء احمدى از او پيدا * صولت حيدريش چهره‌نما عصمت از فاطمه احسان ز حسن * داشت در خويش بنحو احسن سينه‌اش مخزن اسرار خدا * چهره آئينه آثار خدا آرى اين نكته مسلم باشد * عالمه غير معلم باشد قد چون سرو سهى دربرداشت * تا شود خم ز غم اكبر داشت نگهى گرم و سرى افكنده * يعنى از جان بحسينم بنده با برادر همه جا همراهم * من كمين بنده او او شاهم تهيم از خود و پر از اويم * عشقش از روز ازل بد خويم بحسينش چه نظر باز نمود * بىسخن شرح غم آغاز نمود