سر و قدش چه به گلزار دميد * سروهاى چمن از شرم خميد
لالهاى بود ز باغ ايمان * كه بدل داشت بسى داغ نهان
داغش ازبس بدل سوخته بود * لالهسان چهرهاش افروخته بود
پرده چون از رخ تابنده گشود * خوبرويان را آرام ربود
حوريان محو رخ نيكويش * قدسيان مات شكنج مويش
عود ريزند بمجمر بسيار * مشكريزند ز دامان خروار
از پى تهنيت ميلادش * بهر تبريك قدم شو باشش
زد قدم چونكه باقليم شهود * رونق آل على را افزود
گرچه گلزار على خرم بود * خرمى بىگل زينب كم بود
شمع جمع حرم آل عبا * بود شهزادهء آزاده ما
كه به او بار به منزل برسيد * كشتى عشق بساحل برسيد
يعنى از بعد شهيد بىسر * برد اينبار اسيرى خواهر
تا اسارت بشهادت يك جا * زنده گرداند آئين خدا
گل گلگزار نبوت چه شگفت * جد او نام ورا زينب گفت
يعنى او زينت بابش على است * كه از او نور خدا منجلى است
جلوهء احمدى از او پيدا * صولت حيدريش چهرهنما
عصمت از فاطمه احسان ز حسن * داشت در خويش بنحو احسن
سينهاش مخزن اسرار خدا * چهره آئينه آثار خدا
آرى اين نكته مسلم باشد * عالمه غير معلم باشد
قد چون سرو سهى دربرداشت * تا شود خم ز غم اكبر داشت
نگهى گرم و سرى افكنده * يعنى از جان بحسينم بنده
با برادر همه جا همراهم * من كمين بنده او او شاهم
تهيم از خود و پر از اويم * عشقش از روز ازل بد خويم
بحسينش چه نظر باز نمود * بىسخن شرح غم آغاز نمود
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 233
مساهمون: شيخ ذبيح الله محلاتى
ص٢٣٣