چه او بروز ازل كرد قبول ابتلا * شدند از او در شگفت تمامى ماسوا
اگرچه شاه شهيد كشته شد از اشقيا * و ليك از كوفه تا بشام آن مبتلا
كشته شده هردمى هزار بار از محسن * ز يك طرف در نظر سر حسين بر سنان
ز يك طرف خونجگر ز طعنهء دشمنان * ز يك طرف نالها ز شصت ششتن زنان
مصيبتش اينچنين تحملش آنچنان * نكرد نفرين يكى بر آن گروه فتن
كجائى اى شير حق كه زينبت خوار شد * ببين چسان اشكريز بدشت و بازار شد
حسين شد كشته او بىكس و غمخوار شد * جدا دو دست از تن ميرعلمدار شد
خفته على اكبرش به خاك و خون بىكفن
و له ايضا
عصمت صغري كه نامش زينب كبرى بود * مادرش خير النساء آن زهرهء زهرا بود
جد وى باشد محمد جده امالمؤمنين * باب پاك وى على عالى اعلا بود
دختران گر فى المثل باشند فخر امهات * اينچنين دختر ز شوكت مفخر آبا بود
خاك پاى فضهاش كحل سواد آسيه * خادمش صد بوالبشر بانوى صد حوا بود
آن شنيدى گشت مريم در لقب طهر بتول * عصمت كل اوست مريم يكتن از اجزا بود
در حساب آرى چه جاه قدر آن عليا جناب * رفعت صد سارهاش زان بانوى عظمى بود
دفتر محنت چه شد به نوشته از دست قضا * سرخط اول رقم بر نام آن عليا بود
آنچه او برداشت از بار محن در دهر دون * فوق طوق انبيا و اوليا يك جا بود
ناله جانسوز او آيد به گوش من هنوز * كوميان قتلگه در ناله و غوغا بود
زين مصيبتها كز او ديد از جفاى اشقيا * تا قيامت چشم فائز از الم دريا بود