تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
چه او بروز ازل كرد قبول ابتلا * شدند از او در شگفت تمامى ماسوا اگرچه شاه شهيد كشته شد از اشقيا * و ليك از كوفه تا بشام آن مبتلا كشته شده هردمى هزار بار از محسن * ز يك طرف در نظر سر حسين بر سنان ز يك طرف خون‌جگر ز طعنهء دشمنان * ز يك طرف نالها ز شصت شش‌تن زنان مصيبتش اين‌چنين تحملش آن‌چنان * نكرد نفرين يكى بر آن گروه فتن كجائى اى شير حق كه زينبت خوار شد * ببين چسان اشك‌ريز بدشت و بازار شد حسين شد كشته او بىكس و غمخوار شد * جدا دو دست از تن ميرعلمدار شد خفته على اكبرش به خاك و خون بىكفن

و له ايضا

عصمت صغري كه نامش زينب كبرى بود * مادرش خير النساء آن زهرهء زهرا بود جد وى باشد محمد جده ام‌المؤمنين * باب پاك وى على عالى اعلا بود دختران گر فى المثل باشند فخر امهات * اين‌چنين دختر ز شوكت مفخر آبا بود خاك پاى فضه‌اش كحل سواد آسيه * خادمش صد بوالبشر بانوى صد حوا بود آن شنيدى گشت مريم در لقب طهر بتول * عصمت كل اوست مريم يكتن از اجزا بود در حساب آرى چه جاه قدر آن عليا جناب * رفعت صد ساره‌اش زان بانوى عظمى بود دفتر محنت چه شد به نوشته از دست قضا * سرخط اول رقم بر نام آن عليا بود آنچه او برداشت از بار محن در دهر دون * فوق طوق انبيا و اوليا يك جا بود ناله جان‌سوز او آيد به گوش من هنوز * كوميان قتلگه در ناله و غوغا بود زين مصيبتها كز او ديد از جفاى اشقيا * تا قيامت چشم فائز از الم دريا بود
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 236 | شيخ ذبيح الله محلاتى