تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
موبه‌مو شرح پريشانى گفت * داستان غم پنهانى گفت ناگهان شيون و فرياد نمود * گوئى از دشت بلا ياد نمود كاين همان تشنه‌لب محزون است * كه فرات از غم او دلخون است اين همان تشنه‌لب كرببلاست * كه ازو شور قيامت برپاست اىدريغا كه لب شط فرات * مىشود تشنه ازو قطع حيات بس‌كه از داغ دلش سوخته است * لاله را داغ دل آموخته است ميوهء قلب رسول مدنى * كشته گردد به كف قوم دنى لب‌ودندان برادر چه بديد * آمدش ياد هم از چوب يزيد داشت پيوسته نظر بر سر او * مهربان خواهر غم‌پرور او كه بود روز بنى شب به تنور * سر نورانى آن آيه نور دامن مادر و آغوش پدر * بود دانشكدهء آن گوهر از پدر درس شجاعت آموخت * هم برور از اسارت آموخت صبرش از مادر بود يسر مشق * همه جا كرببلا كوفه دمشق تا حسينش كه شود كشته كين * نكند ناله و فرياد و انين گر شود قطع دو دست عباس * نكشد ناله ز قلب حساس كشتهء قاسم اگر ديد برش * نكشد پرده و معجر ز سرش نعش اكبر چه ببيند در خون * همچه ليلى نشود او مجنون بيند ار اسب برادر تنها * نكند شور قيامت بر پا سر بصحرا ننهد بىپروا * وا حسيناه نكند در صحرا الغرض شهادت چه تمام * با اسيران برود كوفه و شام مجلس كوفه گرش راه افتاد * آبرو ريزد او ز ابن زياد مجلس شام بنطق شيوا * دشمن حق بنمايد رسوا با برادر همه جا دست بدست * دشمنان را بدهد سخت شكست اى دل ار طالب فيضى بادب * بوسه زن درگه بانو زينب