تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
و غير از شما و اهل بيت و شيعيان شما هيچ‌كس رستگار نباشد . عبد اللّه بن جعفر گفت به خدا قسم آنچه گفتم براستى از رسول خدا شنيدم پس معاويه با حسن و حسين و ابن عباس گفت ابن جعفر چه مىگويد ابن عباس گفت بفرست آنان كه عبد اللّه بن جعفر نام‌برده حاضر بنا و پرسش كن معاويه چنين كرد عمر بن سلمه و اسامة بن زيد را با كسانى كه در آن تاريخ حاضر بودند فرمان كرد تا حاضر مجلس شدند پس همه شهادت دادند كه آنچه ابن جعفر فرموده صحيح و ثابت است پس معاويه روى با حسن و حسين كرد و گفت شما نيز بر اين قول هستيد فرمودند آرى معاويه گفت اى بنى عبد المطلب همانا مدعى امر عظيم باشيد و بحجتى قوى احتجاج فرموديد اگر اين جمله به حق باشد تمام مردمان بكورى و غفلت و دچار ضلالت و هلاك باشند ابن عباس روى با معاويه كرد و فرمود خداى تعالى مىفرمايد
وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ
پس ابن عباس و حضرت امام حسن در تشييد كلام عبد اللّه بن جعفر احتجاج همىفرمودند و معاويه را با خاك سياه برابر ساخته‌اند چون از مقصود دور بود عنان قلم باز كشيديم كما اينكه خواستگارى معاويه ام كلثوم دختر عبد اللّه بن جعفر را و امتناع عبد اللّه از اين مزاوجت و واگذار كردن امر او را به حضرت سيد الشهداء عليه السّلام مفصلا در ترجمه ام كلثوم مذكور بيايد ان‌شاءالله .

غضب عبد اللّه بن جعفر بر معاويه

و نيز در ناسخ و غير آن خبر مفصلى آورده است كه مجمل بعض آن اين است كه عبد اللّه بن جعفر در بعضى از اوقات بر معاويه وفود كرد عمرو بن عاص گفت امروز عبد اللّه بن جعفر را بيچاره خواهم كرد معاويه گفت گرد اين كار مگرد و آتش خاموش شده را دامن مزن در اين سخن بودند كه عبد اللّه درآمد او را بقدم مهر و حفادت تلقى نمود و او را بر سرير خود جاى داد چون عبد اللّه بنشست عمرو بن عاص امير المؤمنين عليه السّلام را بسب و شتم ياد كرد چون عبد اللّه اين سخن بشنيد رنگ رخسارش بگرديد چنان كه گفتى آتش از ديدارش نمودار است و از غليان خشم رعدتى در وى پديدار شد و گوشت