تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
امن العدل يا ابن الطلقاء « 2 » تخديرك « 1 » حرائرك و امائك و سوقك بنات رسول اللّه سبايا قد هتكت ستورهن و ابديت وجوههن تحدو « 3 » بهن الاعداء . من بلد الى بلد و يستشرفهن اهل المناقل « 4 » و يتبرزن لاهل المناهل « 5 » و يتصفح وجوههن القريب و البعيد و الغائب و الشريف و الوضيع و الدنى و الرفيع ليس معهن من رجالهن ولى و لا من حماتهن حميم عتوا منك على اللّه و جحود الرسول اللّه و دفعا لما جاء به من عند اللّه و لا غرو منك و لا عجب من فعلك و انى يرتجي مرافقة « 6 » بن من لفظ فوه اكبادا الشهداء . . . . . . . . . .
شرح
مىكنيم و مال ايشان را زياد مىنمائيم به جهت خير و خوبى آنها است بلكه براى اين است كه در كيش باطل خود بيشتر شرارت بنمايند و از براى آنها عذاب خواركننده است اى پسر اسيرى كه بر او منت گذاشته او را رهايش كردند زنان و كنيزان خود را در پس پرده جاى مىدهى و پردكيان رسول خدا را بىپرده با صورتهاى بىنقاب بشهرها و بيابانها مىگردانى كه دشمنان براى شتران سرود بخوانند كه شتران را بسرعت برانند از شهرى بشهرى و مردم صحرانشين بر آنها مشرف بشوند كه صورتهاى ذريهء پيغمبر را نظاره كنند و هر نزديك و دورى و شريف و غير شريف و مردمان پست و بىسروپا بتماشاى ما جمعيت بنمايند درحالىكه ياور و محرمى ما را نبود و سرپرستى و محرمى با ما نباشد عجب نباشد از تو اى يزيد كه انكار خدا و رسول بنمائى و در طغيان خود سركشى همىكنى و آنچه را رسول خدا آورده از جانب حق بازيچه شمارى و يكسره انكار آن بنمائى كجا مىتوان اميدوارى خيرى از كسى داشت كه خباثت او به آن پايه رسيده كه جدهء او هند جگر حمزهء سيد الشهداء را بدندان گرفته و پوست و گوشت هريك يك
هامش
( 2 ) تخدير مصدر باب تفعيل است يعني در پرده داشتن ( 1 ) الطلقاء اشاره بفتح مكه است كه رسول خدا بنى اميه را بر انها منت گذارده آزاد نمود ( 3 ) تحدو من الحدى سرود خواندن براى شتر است كه بسرعت برود . ( 4 ) مناقل جمع منقل على وزن مفعل راه بين دو كوه را گويند ( 5 ) مناهل جمع منهل موضعى است كه مردم آب برمىدارند ( 6 ) مرافقه من الرفق لفظ از باب ضرب بمعنى افكندن و از دهان بيرون انداختن است .
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 174 | شيخ ذبيح الله محلاتى