و جابر را ملاقات كرده بناله و عزادارى پرداختهاند پس ابن زياد رئوس شهدا را از دنبال ايشان فرستاد و در كربلا با هم پيوستهاند و بعد از آن بسوى دمشق روان گرديدند و منزل اول ايشان قادسيه بوده و بروايت ابى مخنف بعد از قادسيه تكريت پس از آن موصل و بقولي دير اعلى و از آنجا بدير عروة و از آنجا بموصل و از آنجا تلاعفر و از آنجا جبل سنجار و بعد از آن نصيبين و از بعد آن عين الورد و بعد از آن دعوات و بعد از آن قنسرين و بعد از آن شيرز بعد از آن كفر تاب بعد از آن سيبور بعد از آن حمص بعد از آن كنيسة قسيس بعد از آن بعلبك بعد از آن صومعه راهب بعد از آن ورود بشام و اختلاف در اين باب بسيار است و بقوهء اجتهاد حقيقت امر مكشوف نگردد بعضى حلب و جبل جوشن و عسقلان و حماة و حران و يسجر و معرة النعمان را از آن بلاد مىشمارند كه اهل بيت از آنجا عبور كردند و اللّه العالم كيف كان اگر مدت چهل روز از كوفه تا شام طى مسافت نكرده باشند البتّه از بيست روز كمتر نبوده و كسانى كه مىگويند اول ماه صفر وارد شام شدند نهايت بعد دارد كه اين همه منازل را در عرض پانزده يا شانزده روز طى بنمايند چه آنكه حركت نسوان و عليل بيمار و اطفال خورد سال در اين بيابانهاى موهش اگر با اين سرعت و عجله رهسپار مىشدند كه چهل منزل را در عرض پانزده روز طى كنند همه تباه مىگرديدند و غرض يزيد اين بود كه ايشان را بشام درآورد و آنان كه مىگويند اول صفر وارد شام شدند طريقى براى تصحيح اين مطلب درست كردهاند و آن مخابره با كبوتر معلم است كه اين زياد بكسب تكليف خود را به اين وسيله باسرع وقت نمود و كبوتر جواب نامه را براى او آورده و در سيزدهم يا چهاردهم محرم آنها را بجانب شام روان كرد بازهم برفرض صدق نهايت بعد دارد و اللّه العالم بحقايق الامور .
در بحر المصائب از كتاب مفجع القلوب از سليمان شامي منقولست كه چون با اسرى و رئوس شهداء بشام رسيديم در مجاورت ما زنى از طايفه بنى هاشم كه او را حميده مىگفتهاند و پسرى داشت كه سعدش مىناميدند و او را كنيزكى بود زينبه نام چون همهمه ورود اسرى در همه جا برخواست و مردمان بتماشا بيرون شدند سعد و زينبه برفتهاند
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 153
مساهمون: شيخ ذبيح الله محلاتى
ص١٥٣