تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
أ فعجتتم ان مطرت السماء دما و لعذاب الآخرة اخزى و هم لا ينصرون فلا يستخفنكم المهل « 1 » فانه عز و جل لا يخفره « 2 » البدار و لا يخاف فوت الثار « 3 » و ان ربكم لبالمرصاد « 4 » .

ترجمهء خطبهء عليا مخدره زينب ع

مىفرمايد حمد مخصوص خداوند عالميان است و بر جدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و آن مخدره اشاره مىفرمايد كه ما فرزندان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و حكم مادر اين مورد با ديگر مردم يكسان نيست بعد از آن اهل كوفه را مخاطب سازد و مىفرمايد اى اهل غدر و مكر و فريب و حيلت و خديعت كه از كمال غدارى و مكارى وعدهء نصرت و يارى دهيد چون بفريب و نيرنك خويش دست يافتيد عهود خويش را شكستيد با آن‌همه مكاتيب كه بسوى برادرم حسين فرستاديد تا او را بديار خود كشانيديد پس از آن با دشمنان او همدست و همداستان بر سر او تاختيد و او را با لب تشنه كشتيد و اهل او را اسير و دستگير كرديد اكنون كه ما را به اين روز نشانديد بر ما گريه مىكنيد هرگز چشم شما از گريه خشك نشود و سينهء شما از ناله و اندوه و غم آسوده نماند همانا مثل شما مثل آن زنى است كه رشته را بتاب آوردى چون زحمت بر خويش نهاد و سخت بتابيد ديگرباره‌اش وا تابيد و پاره‌اش گردانيد ( مكشوف ) باد كه در ميان عرب زني بوده است كه او را ريطه بنت سعد بن تيم مىناميدند و از كثرت حماقتى كه داشت او
هامش
- هاي زيرين و بالاى پيش دهن است و ازاين‌جهت بر فراز هم نمىچسبد و بمعنى سركشى و حيرانى و امور زشت و معوج است ( طلاع ) بر وزن كتاب اى ملاء قال فى المجمع و طلاع الارض ملائها ( 1 ) ( مهل ) بفتح ميم و هاء بمعنى آهستگى است و مهل به سكون بمعنى رفق است ( 2 ) ( يخفره » از خفره از باب نصر است بمعنى پناه و امان و بمعنى خبث و اعجال و دفع است لا يخفره أي لا يدفعه ( 3 ) ( ثار ) بمعنى خون است انتقام كشيدن ( 4 ) ( مرصاد ) من الرصد و هو الطريق و المراد به انه تعالى يرى و يسمع لا يفوت منه شىء و لا يعزب عنه مثقال زرة .