معلمة و فهمة غير مفهمة و فى الباقى من الماضى اعتباران البكاء و الانين لا يردان من اباده الدهر .
فرمود اى عمه خاموشى و سكوت اختيار كن منت خداى را كه عالمه باشى كه زحمت دبستان و منت معلمان نكشيدهاى و دانائى هستى كه آموزگارى ترا چيزى نياموخته چه بازماندگان را از گذشتگان اعتبار است و ناله و عويل گذشتگان ما را باز نياورد .
شيخ شبلنجى شافعى در نور الابصار از كتاب تبيان جاحظ از اسحاق از خزيمهء اسدى روايت كند كه من در سنهء شصت و يكم هجرت بكوفه درآمدم و ورود من با انصراف على بن الحسين عليه السّلام و ذريهء طاهره از كربلا بسوى ابن زياد بكوفه مصادف افتاد زنان كوفه در آن روز بجمله بر پاى بودند و ندبه مىكردند و گريبانها چاك ساخته بودند .
و در ناسخ گويد كه مردم كوفه چون اسرى و سرهاى را فراز نيزهها بديدند و زنان و كودكان را بدان حال نگران شدند يكدفعه صداها بگريه بلند نمودند و همىبگريستهاند و نوحه نمودند و موها پريشان ساختهاند و خاك بر سر ريختهاند و صورت ها بخراشيدند و طبانچه بر سر و روي زدند ( فلم ير باك و باكية اكثر من ذلك اليوم .
( در بحر المصائب ) گويد كه عليا مخدره زينب بعد از آنهمه نكوهش و توبيخ و قدح و سرزنش از مردم كوفه ثانيا آنها را مخاطب ساخته فرمود ) يا قوم و اللّه سلكتم مسلك الخلاف و سعيتم في الظلم و الاعتساف و تعديتم فى اهلاك آل الرسول و سلطتم عليهم اولاد النقول يا قوم اني اخاف عليكم ان يرسل اللّه تعالى اليكم العذاب و البلاء و اهلككم باسوء حال و لتخفن من غضب الرحمن و شدة النيران لان مآبكم اليه جل شأنه و قد اهلك كثيرا من الامم الماضية فمنهم اهل ارم .
مىفرمايد اى مردم كوفة به خدا قسم راه خلاف شريعت را پيموديد و در ظلم و تعدي بآل پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نهايت سعى خود به كار برديد و اولاد زنا را بر آنها مسلط
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 134
مساهمون: شيخ ذبيح الله محلاتى
ص١٣٤