ترجمة عرض كرد اى پسر ابو طالب همانا خويشتن را در شمله پيچيدهاى همانند جنين در رحم و در گوشهء خانه روي از مردم پنهان كردهاى همانند شخص تهمتزده مگر تو آن نبودى كه شير شرزه و اژدهاى دمنده بميدان قتال تاختى و ابطال رجال را پايمال آجال ساختى و چون عقابى كه از فراز به نشيب آيد براى صيد خود گردنكشان عرب را فريسه ذو الفقار خود مىنمودى چه شد كه امروز دستخوش مردم ذليل و زبون آمدى اينك پسر ابى قحافه عطيهء پدر مرا و بلغه فرزندانم را از من بازگرفت و بغضب آن را تصرف كرد و جهارا با من دق باب مخاصمت و مبارات مىكند امروز چند كه توانست در سخن گفتن بر من فزونى جست و بغلظت طبع و شر است خوى جسارت نمود و مردم اوس و خزرج به من اعتنائى نكردند و مهاجران دست از حمايت من برداشتهاند و اولاد قيله و ديگر مردمان چشمها فروخوابانيدند و مرا ناديده انگاشتهاند و در دفع ترك و تاز او هيچ دافعي و مانعي بجاى نماند همانا من با خشم و غيظ از خانه بيرون شدم و ذليل و زبون بازآمدم تو نيز خويشتن را در مضيق مذلت درانداختى آن روز كه منزلت و مكانت خويش را ديگرگون ساختى از پس آنكه گرگان عرب را فريسهء شمشير آبدار نمودى امروز مگسان ترا فريسهء خود ساختهاند و مردمان پست دست بر تو يافتهاند منصب خلافت را مغصوب نمودند و عوالى فدك را مضبوط ساختهاند و من از سخن حق خويشتندارى نكردم و از در باطل بيرون نشدم لكن نيروى اجراى حكم حق نداشتم كاش از اين پيش مىمردم و اين روز را نمىديدم اكنون از اين سخنان كه در حضرت تو شكايت كردم خداوند عذرخواه من است اى واى بر شبهاى من اى واى بر روزهاى من سايهء پدر از سرم رفت بازويم سست شد چكنم جز اينكه شكايت بنزد پدر برم و رعايت از حضرت داور خواهم آنگاه روى نياز بدرگاه خداوند چارهساز آورد و گفت الها پروردگارا نيروى تو از همهكس افزونست و عذاب و عقاب تو از حوصله حساب بيرون است اين وقت امير المؤمنين فرمود لا ويل عليك بل ويل على شانئك نهنهى عن وجدك يا بنت الصفوة و بقية النبوة فما و نيت عن دينى و لا اخطات مقدوري فان كنت تريدين البلغة فرزقك مضمون و كفيلك مامون و ما اعدلك افضل مما قطع عنك
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 340
مساهمون: شيخ ذبيح الله محلاتى
ص٣٤٠