فاحتسبى للّه فقالت حسبي اللّه و امسكت .
امير المؤمنين عليه السّلام فرمود ويل و واى از براى تو مباد بر من خشم مگير اى دختر برگزيدهء موجودات و يادگار نبوت تو خود مىدانى و عالم هستى كه من در كار دين سستى نكردم و آنچه درخور بازوى من بود تقاعد نورزيدم اكنون از اين جوشوخروش آرام گير و آتش دل و شرارهء سينهء خود را به آب صبر و شكيبائى خاموش فرما همانا خداوند كفيل امر و ضامن رزق تو است آنچه از بهر تو نهاده بهتر از آن است كه از تو قطع شده پس در راه خداوند طريق شكيبايى و مصابرت پيش دار لاجرم فاطمه عرض كرد خداوند متعال كفايت امر مرا خواهد فرمود و خاموش گرديد
و ان قيل اينگونه كلمات مسجع و مقفا در مقام خطاب عتاب بامير المؤمنين عليه السّلام از فاطمه چگونه روا است با آن مقام عصمت كه داراست آيا مىتوان گفت كه اين جملات عتابآميز و اين تعريضات از ملحقات اين خطبه است .
قلنا اولا هرگز جاى اين احتمال نيست و اين كلمات با اصل خطبه در يك سياق است و همان جواب را كه ابن ابي الحديد در موضوع خطبهء شقشقيه داده است كه اين خطبه با سائر نهج البلاغة در يك سياق است هرگز احتمال الحاق نمىرود و خطا كرده است كسى كه مىگويد اين خطبهء شقشقيه از گفتههاى سيد رضى است همين سخن در اينجا گفته مىشود كه اگر كسى اين احتمال را بدهد البتّه خطا رفته است و دچار اشتباهى شده است
و ثانيا اين كلمات اصلا منافى با مقام عصمت و عظمت آن مخدره نيست چه آن كه اين كلمات اشد از كردار و گفتار موسى بن عمران على نبينا و عليه السّلام با برادرش هارون نبود كه چون از كوه طور مراجعت كرد و ديد بنى اسرائيل گوسالهپرست شدند رو
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 341
مساهمون: شيخ ذبيح الله محلاتى
ص٣٤١