شايسته عتاب مدان .
پس هرگاه موسى بن عمران كه پيغمبر صاحب شريعت و كتاب و معصوم با برادرش چنين باشد كردار و گفتار او كسى را نمىرسد كه نسبت گناهى و تقصيرى بموسى يا هارون بدهد چون هر دو پيغمبر معصوم بودند و موسى قاطع بود كه هارون تقصيرى ندارد همچنين فاطمهء زهرا بلكه بطريق اولى در ما نحن فيه راه اشكال مسدودتر است كما لا يخفى لان من شان النساء الرقة و الجزع .
و ثالثا اينگونه مخاطبات در مثل مورد فاطمهء زهراء سلام اللّه عليها را اصلا اطلاق عتاب نمىتوان كرد بلكه اين شكايت و تظلم است و فرق است بين شكايت و تظلم و بين عتاب و تعريض در موضوع موسى عليه السّلام و برادرش هارون اطلاق عتاب و تعريض صحيح است بخلاف ما نحن فيه و عادت در ميان همهء طبقات مردم است كه هرگاه بر آنها ظلمي بشود شكايت و تظلم خود را در نزد بزرك عشيره مىبرند و درددل خود را به او مىگويند و فاطمهء زهرا غير از امير المؤمنين كسى را نداشت كه به او درددل بنمايد و شكايت از ظالم بفرمايد .
و رابعا بلكه مىتوان گفت كه بر فاطمه لازم بود اين جوشوخروش و شور و آشوب را بنمايد تا كفر غاصبين بر عالميان واضح گردد چنانچه موسى بن عمران با علم بعدم تقصير هارون آن غضب را نمود تا بر بنى اسرائيل معلوم شود عظمت گناه ايشان در اينجا هم فاطمه با اينكه امير المؤمنين سر موئى بر خلاف تكليف خود عمل نفرموده مع ذلك اين جوشوخروش براى همين بود كه عادل از ظالم تميز داده بشود و باطل از حق جدا گردد و جمعى كه خمير مايهء فطرت ايشان از ترشحات ولايت بهره يافته از طريق ضلالت و غوايت باز شوند و بشاه راه شريعت و هدايت روند .
و رابعا بعد از ملكهء ثبوت عصمت براى اهل بيت عقول ما درك نكند اسرار اهل بيت را و اسرار اعمال آنها بر ما مكشوف نيست و مستور است و از مدركات امثال ما مردم دور است و به غير اهل بيت كسى را به آنها آگهى نيست بلكه مقداد و ابو ذر و سلمان با منزلت السلمان منا اهل البيت تمناى اين مطلب نكردند منقولست كه سلمان رضى اللّه عنه در
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 343
مساهمون: شيخ ذبيح الله محلاتى
ص٣٤٣