در او حقى و ادعائى در كار نبود همانند شتر زين كرده كه صاحبش بر او سوار و زمام آن را در دست دارد و او را بهرجا بخواهد ميراند )
ترجمة شما الآن گمان مىكنيد كه ما را ارثى نيست آيا بسنت جاهليت مىرويد و دين جاهليت طلب مىكنيد كيست بهتر از خداى تعالى از براى حكم از براى كسانى كه به خدا ايمان دارند آيا نمىدانيد ما ارث داريم همانا مىدانيد و مانند خورشيد تابان در وسط روز بر شما روشن است هان اى مسلمانان من فاطمه دختر پيغمبرم آيا من مغلوب شوم در اخذ ارث خويشتن و ديگران ارث مرا ماخوذ دارند اى پسر ابو قحافه آيا در در كتاب خدا مسطور است كه تو از پدر خود ارث مىبرى و من از پدر خود ارث نمىبرم عظيم و عجيب حكمى آوردهاى و بر كتاب خدا دروغ بستهاى آيا دانسته و فهميده قرآن را متروك ساختهاى و از پس پشت انداختهاى شما حجت مىتراشيد كه انبيا را ارث نيست فراموش كرديد كه خداوند در قرآن مىفرمايد و ورث سليمان داود يعنى ارث برد سليمان از داود و در خبر يحيى بن ذكريا مىفرمايد كه ذكريا عرض كرد الهى مرا فرزندى بخش كه از من ارث ببرد و نيز از آل يعقوب اخذ ميراث كند و نيز در قرآن كريم مسطور است كه خويشاوندان صاحب رحم بعضي اولايند ببعضى و نيز مسطور است كه خداوند وصيت مىكند شما را در حق اولاد شما كه بهرهء پسر مساوي دو دختر است و همچنان فرموده است كه اگر مالى تركه آنها باشد وصيت براى والدين و خويشاوندان بطور معروف سزاوار است بر پرهيزكاران و گمان مىكنيد كه حظى و نصيبى از براى من نيست و ارثى از پدر نمىبرم و رحم و قرابت با پدر ندارم آيا مخصوص كرده است خداوند شما را به آيتى از آيات كه ارث ببريد و ارث بگذاريد و پدر مرا از آن آيت بيرون كرده است يا آنكه مىگوئيد اهل دو ملت از يكديگر ميراث نمىبرند و من و پدرم از اهل ملت واحده نيستم آيا پدرم مسلمان است و من كافرم ميراث مسلمان را بكافر نمىگذاريد آيا شما داناتريد بخصوص و عموم قرآن از پدر من و پسرعم من اكنون اين فدك و اين خلافت شترى را ماند كه مهار كرده از او پالان برنهاده بىدافع و مانعى ماخوذ داريد ( يعنى اى پسر ابى قحافة اين شترى كه از دست ما بقهر و غلبه گرفتى با مهار و پالان
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 327
مساهمون: شيخ ذبيح الله محلاتى
ص٣٢٧