تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
بضم الهمزة و اللام اى كونو خلفائى في اهل بيتى على و فاطمة و ابنيهما و ذريتهما فاحفظوا حقى فيهم و احسنوا الخلافة عليهم باعظامهم و احترامهم و نصحهم و الاحسان اليهم و توقيرهم و التجاوز عن سيئاتهم ( قال اللّه تعالى
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى )
و من رمى من عوامهم بارتكاب البدع و ترك الاتباع فانه اذا ثبت فى شخص معين لم يخرجه عن حكم الذرية لان القبيح عمله لا ذاته و قد منع بعض العمال على الصدقات بعض الاشراف لكونه رافضيا فرأي تلك الليلة ان القيامة قد قامت و منعته فاطمه من الجواز على الصراط فشكاها لابيها فقالت منع ولدى رزقه فاعتل بانه يسب الشيخين فالتفتت فاطمه اليه و قالت ا تواخذ من ولدى قال لا فانتبه مذعورا فى حكاية طويلة ) . ملا عبد الرءوف مناوى مصرى كه از مشاهير معتبرين علماء اهل سنت است در فيض القدير اخلفوني را چنين معنا كرده است كه شما خليفهاى من باشيد در اهل بيت من يعنى همچنان‌كه من به آنها احسان و سرپرستى مىكردم شما هم بعد از رفتن پيغمبر در سرپرستى مثل من باشيد بلكه بالاتر باينكه آنها را بزرك بشماريد و احترام بنمائيد و در احسان و نصيحت و توقير آنها خوددارى ننمائيد و از بديهاى آنها چشم بپوشيد چون دوستى آنها بنص آيهء مودت اجر رسالت است و اگر بعضي از عوام سادات را ديديد كه مرتكب بدعتى شده يا ترك سنتى كرده و شما شخص او را هم مىدانى مع ذلك نبايد از احسان به او كوتاهى بنمائى براى اينكه اگر عمل او قبيح باشد ذات او قبيح نيست و بدى عمل او وى را از ذريه بودن خارج نمىكند بعضى از كسانى كه اوقاف و صدقات در دست آنها بود و بسادات تقسيم مىكرد بر او معلوم شد كه فلان سيد رافضى است و سب شيخين مىنمايد وظيفهء او را قطع كرد شب در عالم رؤيا ديد قيامت بر سر پا شده است اين شخص خواست از صراط بگذرد صديقهء طاهره او را مانع شد آن مرد برسول خدا شكايت كرد حضرت از فاطمه سبب پرسيد عرض كرد يا ابتاه رزق فرزند مرا قطع كرده است آن مرد گفت به علت اينكه سب شيخين مىكند فاطمهء زهرا عليها سلام او را عتاب كرد كه براى اين كار رزق فرزند مرا قطع مىكنى و از او مآخذه مىنمائى آن مرد با كمال وحشت گفت هرگز نكنم و از خواب بيدار شد در نهايت ترس و بيم ) .