« اخرج ابن مردويه عن انس بن مالك و بريدة قال قرأ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هذه الآية
( فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ )
فقام اليه رجل فقال اى بيوت هذا يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قال بيوت الانبياء فقام اليه ابو بكر فقال يا رسول اللّه هذا البيت منها و اشار الى بيت على و فاطمة و قال نعم من افاضلها » ؛
و نيز سيوطى روايت كرد در در المنثور از ابن مردويه كه او بسند خود از انس بن مالك حديث كرده كه چون رسول خدا آيهء مذكوره را قرائت كرد مردي از جابر خواست و عرض كرد يا رسول اللّه اين خانه از آنها است و اشاره بخانهء امير المؤمنين نمود حضرت فرمود بلى از فاضلترين خانهاى انبياء است در اين صورت چگونه براى عمر جائز بود كه چنين بيت شريف ممدوح از لسان خدا و رسول را بامر ابى بكر به قصد احراق او هيزم و آتش مهيا كند و اتباع حمالة الحطب او حامل حطب شوند و هرگاه بر در خانهء حضرت فاطمه رسيده آن حضرت تعجبانه پرسيده كه اى ابن خطاب آمدهاى كه بسوزانى خانهء مرا عمر از غايت بىشرمى و بىباكى ابدا ملاحظهء حرمت آن مخدره ننمود و بىمحابا گفت آرى براى همين كار آمدهام و قسم به خدا ياد كرد كه خانهء ترا بر اين جماعت بسوزانم كه امتناع از بيعت با ابى بكر دارند يا آنكه بيايند و بيعت كنند و بروايت ديگر چنان كه سبق ذكر يافت فاطمه فرمود آيا بر من خواهى سوخت تو اولاد مرا گفت قسم به خدا كه اولاد ترا خواهم سوخت مگر اينكه اينها بيرون آيند و بيعت كنند آيا اين وجوه كثيره دلالت بر شقاوت و كفر و نفاق خلافتمآب ندارد آيا مخالفت نص صريح آيهء ذوى القربى نكرده است آيا اينگونه هتاكيها اذيت فاطمه نيست آيا انكار ضروري دين نكردهاند اولئك جزائهم ان عليهم لعنة اللّه و الملائكة و الناس اجمعين خالدين فيها لا يخفف عنهم العذاب و لا هم ينظرون .
و تاسعا قاضي شهاب الدّين ملقب بملك العلماء كه شيخ عبد الحق دهلوى حنفى در كتاب اخبار الاخيار از اين ملك العلماء مدح فراوان كرده و او را از اعلام سنيه دانسته و كتاب فضائل السادات او را از كتب معتبرهء اهل سنت معرفى كرده برحسب نقل مولانا العلامة الخبير مير محمد قلى در جلد 2 ( تشييد المطاعن ) 427 فرموده در كتاب