بنموده بطور مات موسى * فرموده خداى حى دانا
صديقه گواه صدق او حق * انسيهء حقنماى مطلق
وصفش نتوان زبان كند نقل * مات است بكنه ذات او عقل
بر فرق ولايت است او تاج * آرام دل امير معراج
مام است به يازده امامان * در حشر بود شفيع عصيان
مداح خدا و مدح قرآن * جبريل ز جان ور است دربان
افسوس پس از وفات احمد * از ظلم و جفا و جور بىحد
پهلوش ز ضرب در شكستند * بازوش ز تازيانه خستهاند
بر روى چه ماه انور او * برك گل روى اطهر او
از كينه عدو نواخت سيلي * از سيلى كين بگشت نيلى
در ماتم باب تاجدارش * پيوسته ز چشم اشكبارش
هر روز فغان و ناله مىكرد * پرژاله رخ چه لاله مىكرد
آرى چه حبيب رفت محبوب * طالب چه جدا شود ز مطلوب
روزش چه شب سياه گردد * عمرش بجهان تباه گردد
و سابعا تنها امير المؤمنين عليه السّلام ابو بكر را غاصب نمىدانستند بلكه تمام متخلفين از بيعت همين عقيده را داشتهاند و قصهء مالك بن نويره و دوازده نفرى كه با ابو بكر احتجاج كردند و سعد بن عبادة الانصاري شاهد است پس حضرات اهل سنت يا بايد بگويند متخلفين مفارق از حق بودند يا شيخين ، اختيار بدست ايشان است چون حق در دو طرف ضد با همديگر هرگز جمع نخواهد شد و اجماع در بيعت بضرب تازيانه و شلاق و تهديد بقتل و احراق درست نمىشود و استحقاق خلافت براى ابو بكر نمىآورد و داستان متخلفين از بيعت با ابى بكر را در جلد يكم ( الكلمة التامة ) ايراد كرديم .
و ثامنا تهديد عمر بن الخطاب باحراق بيت فاطمه عليها سلام دلالت دارد بر اينكه احراق بيت آن حضرت در نزد عمر جائز بوده و مجوز احراق بيت اهل بيت عليهم السلام كافر است چنانكه علامهء سيوطى در در المنثور در تفسير سورهء نور چنين گفته :