فلا تعدل باهل البيت خلقا * فاهل البيت هم اهل السيادة
فبغضهم من الانسان خسر * حقيقى و حبهم عبادة
من آمن بمحمد و لم يؤمن باهل بيته فليس بمؤمن . انتهى
از اين عبارت چون آفتاب نيمروز واضح است كه ترك مودة اهل بيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خيانت در حق آن جناب است و نيز كراهت اهل بيت كراهت آن جناب است و بغض ايشان خسران و زيان حقيقي است و ايمان باهل بيت ايمان بجناب رسالتمآب است و هركه باهل بيت ايمان نياورد او مؤمن نيست ؛
بنابراين اهل سنت چه خواهند گفت در حق شيخين كه ايذاء اهل بيت نمودند و تهديد و تخويف ايشان باحراق بيت و اذيت ذريت او نمودند و چون اهل سنت فاعل اين افعال را نسبت باهل بيت تكفير بنمايند بالملازمه از تكفير دو امام خود چاره ندارند چون از بديهيات اوليه است كه نفس تهديد باحراق خانهء ملك آشيانهء حضرت فاطمه و جمع اسباب احراق از مثل هيزم و نار ايذاى حضرت فاطمه است و جناب امير و حسنين بلكه روح نبوى را در روضات جنات رنجانيدند و نهايت الم و صدمه به آن حضرت رسانيدند آيا بر عاقل متأمل بالقطع ظاهر نيست كه اگر در حال حيوة آن سرور عمر هيزم و نار بر در خانهء فاطمهء اطهر مىآورد و مىگفت اين خانه را با هركه در او است مىسوزانم اين معني موجب رنج و ملال و صدمه و كلال آن سرور مىگرديد فكذا بعد الوفاة براى اينكه بنص احاديث طرفين آن حضرت بافعال امت و اعمال آنها مطلع است سبحان اللّه رسول خدا امت را امر نمود بر تكريم و تعظيم اهل بيت خود و ايشان را قرين قرآن گردانيده و محبت و اتباع ايشان را بر كافهء انام واجب ساخته باز اهل سنت بهواي حفظ مراتب دو امام خود ابو بكر و عمر تصويب فعل آنها نمايند و تهديد و تخويف باحراق بيت فاطمه را مضر به عدالت آنها ندانند و هل ذلك الا محض التعصب القبيح و العناد الصريح و الجاهلية الفاضحة سيعلمون غدا من الكذاب الاشر .