تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
نه آب يا بد ونه خاك كه وضو سازد يا تيمم كند نماز از وساقط مىشود اما در وجوب قضاى آن ميانه مجتهدين خلاف است وأولى قضاست ( 1 ) اما اگر از وقت آن مقدار زمان گذشته باشد كه طهارت ونماز را در آن بجا توان آورد وعمدا نماز نكرده باشد وبعد از آن آب وخاك نيابد در اين صورت قضاى آن نماز برو واجبست ( 2 ) وبدان كه هر گاه نمازى از شخصي فوت شود وآن شخص در آن وقت صحيح وقادر بر قيام وبر همه افعال متعلقه به نماز بوده باشد آن شخص را جايز است كه در أيام بيمارى وعدم قدرت بر قيام وبر بعضي افعال آن نماز را به حسب مقدور قضا كند ولازم نيست كه منتظر أيام صحت وقدرت بر همه افعال باشد پس بيمارى كه قادر بر قيام نباشد جايز است كه نشسته نماز كند خواه ادا وخواه قضا واگر بر نشستن قادر نباشد بر جانب راست خوابيده نماز كند واگر از آن عاجز شود بر جانب چپ واگر از آن نيز عاجز باشد بر پشت خوابد به طريق وقت احتضار وركوع وسجود را به اشاره به سر بجا آورد واگر از أشارت به سر عاجز باشد به چشم أشارت كند ودر اين دو صورت سجود را از ركوع منخفض تر سازد وقراءت وباقي أذكار را بجا آورد واگر از همه ء آنها عاجز باشد افعال نماز را به ترتيب به خاطر بگذراند واگر بيمارى كه نشسته نماز مىگذارد در اثناى نشستن قدرت بر قيام پيدا كند بايد كه بايستد وقراءت كند واگر قراءت را تمام كرده باشد اين ايستادن به جهت ركوع باشد ودرنگ كردن در اين قيام واجبست اگر از قيام عاجز باشد اما در حال انتقال از قعود بقيام يا از قيام ( 3 ) بقعود قراءت نكند واگر بيمارى كه نشسته ركوع مىكند بعد از ركوع وقبل از سجود قدرت بر قيام پيدا كند بايد كه بايستد وبعد از آن به جهت سجود خم شود ودرنگ در اين قيام لازم نيست ودر همه اين احكام ميانه أداء وقضا ( 4 ) فرق نيست تتمه ترتيب در نماز قضا نزد جمعى از مجتهدين واجبست پس هر گاه از شخصي ظهري وعصرى فوت شده باشد ونداند كه أول كدام فوت شد در اين صورت سه نماز بگذارد يك عصر ما بين دو ظهر يا يك ظهر ما بين دو عصر واگر با ظهر عصر ومغربى فوت شده باشد در اين صورت به نه نماز گذاردن ذمت أو برى مىشود به اين طريق كه ظهري بگذارد باز عصري باز مغربى باز عصري باز مغربى باز ظهري باز مغربى باز ظهري باز عصري واخصر از اين آنست كه قبل از مغرب وبعد از آن ظهري وعصرى وظهري بگذارد پس به هفت نماز ذمت أو برى مىشود واگر با ظهر وعصر ومغرب عشائى فوت شده باشد شانزده نماز بگذارد يكى از اين چهار را بكند وسه ديگر را بعد از آن باز يكى ديگر را بگذارد وسه ديگر را بعد از آن باز ديگرى وسه ديگر را
هامش
( 1 ) بلكه أحوط وأحوط از آن جمع ما بين أداء وقضاء است صدر دام ظله . ( 2 ) بلكه گذشتن مقدار زمان نماز تنها ظاهرا كافى است صدر دام ظله . ( 3 ) أحوط در انتقال از قيام بقعود قرائت كردن است در حال قعود به نيت قربة مطلقة صدر دام ظله العالي . ( 4 ) أحوط در قضايا وسعت وقت تأخير است صدر دام ظله العالي .
جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 86 | الشيخ البهائي العاملي