تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
بعضي از مجتهدين برآنند كه نماز أصل باطل مىشود وأولى بطلان است ( 1 ) وهر گاه در اثناى ( 2 ) نماز احتياط ظاهر شود كه نماز أصل كم بوده بعضي از مجتهدين برآنند كه نماز احتياط را تمام كند وچيزى ديگر لازم نيست وبعضي برآنند كه نماز أصل باطل مىشود واعاده آن نماز بايد كرد وقول دويم أحوط است واگر بعد از فارغ شدن از نماز احتياط ظاهر شود كه نماز أصل كم بوده به آن التفات نكند ونماز أو صحيح است واگر در اثناى نماز احتياط ظاهر شود كه نماز أصل درست بوده در اين صورت نماز احتياط نافله مىشود ومصلى مخير است ميانه قطع واتمام آن وبدان كه هر گاه شخصي كه نماز احتياط بر وواجب شده باشد ترك آن كرده نماز را از سر گيرد آن نماز در ذمت أو ساقط ( 3 ) نمىشود وواجب است بر أو كه احتياطى را كه شارع فرمود بجا آورد واگر نماز احتياط را بعد از اعاده نماز أصل بجا آورد در اين صورت نيز نماز در ذمت أو باقي است به جهت آنكه فعل منافى در ما بين نماز أصل ونماز احتياط واقع شده وآن نمازى است كه به خلاف شرع كرده خاتمه در بيان احكام نماز قضا ونماز سفر ونماز خوف ونماز جماعت ودر آن چهار فصل است فصل أول در بيان احكام نماز قضا هر گاه نمازى از نمازهاى يوميه از شخصي فوت شده باشد وآن شخص در وقت فوت آن نماز بالغ وعاقل وخالى از حيض ونفاس بوده باشد وكافر اصلى نبوده باشد قضاى آن نماز برو واجبست پس اگر نماز در وقت جنون يا وقت حيض يا نفاس فوت شود قضا ندارد وهمچنين هر گاه كافر اصلى مسلمان شود نماز أيام كفر قضا ندارد واما كافر مرتد هر گاه مسلمان شود واجبست بر وقضاى نمازهاى أيام ارتداد وهمچنين نمازى كه در وقت خواب يا در وقت مستى از شخصي فوت شود قضاى آن نماز نيز واجبست واگر شخصي چيزى بخورد كه موجب خوابى شود كه همه وقت نماز در خواب باشد پس اگر نمىدانست كه خوردن آن موجب اينچنين خوابى است بر وقضاى آن نماز واجب نيست واگر مىدانست كه موجب آنچنان خوابى است اما آن را بواسطة معالجه مرض خورده وعلاج بقول طبيب حاذق منحصر در آن بوده در اين صورت نيز قضاى آن نماز واجب نيست وهمچنين قضا ندارد اگر آن را به اكراه بخورد أو داده باشند اما اگر نه بواسطة معالجه مرض خورده باشد يا بقول طبيب غير حاذق تناول نموده باشد يا علاج منحصر در آن نبوده باشد در اين سه صورت ( 4 ) قضا برو واجبست وهر گاه شخصي سنى شيعه شود بر وواجب نيست كه نمازى كه در أيام تسنن كرده قضا كند اما واجبست كه نمازى كه در أيام تسنن برو واجب بوده واز أو فوت شده قضا كند واگر شخصي محدث باشد وتا آخر وقت نماز
هامش
( 1 ) البتة عمل به اين اولويت نمايند واحتياط سبيل النجاة صدر دام ظله . ( 2 ) در ظاهر شدن در أثناء يا بعد از فارغ شدن كه مسائلي است كه مجال ذكر آن در حاشية نيست صدر دام ظله . ( 3 ) اگر ترك نماز احتياط نموده ومبطلى به عمل آمده نماز را از سر گيرد ظاهرا آن نماز از ذمه أو ساقط مىشود اگر چه معصيت كرده است صدر الملة والدين دام ظله على رؤس المسلمين . ( 4 ) در جميع صور قضا را ترك نه نمايند صدر دام ظله .
جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 85 | الشيخ البهائي العاملي