وبعضي از مجتهدين برآنند كه مىتواند داد بيست ودوم حد كسى كه به خانه كسى نگاه كند
بعد از آنكه أو را منع كرده باشند چه أو را قبل از منع نمىتوان كشت بيست وسيم
حد آقائى كه به كشتن غلامان خود عادت كرده باشد بيست وچهارم حد مسلمانى كه
به كشتن جهود عادت كرده باشد بيست وپنجم حد كسى كه مؤمني را از روى عمد به ظلم
كشته باشد چه أو را در عوض أو قصاص بايد كرد چنانچه در باب بيستم مذكور خواهد
شد مطلب دوم در آنچه تعلق به حدود دارد ودر آن دو فصل است فصل
أول در آنچه حدود به آن ثابت مىشود بدان كه دزدى به سه چيز ثابت مىشود أول به گواهى
دادن دو عادل پيش حاكم شرع دوم به گواهى دادن يك عادل با قسم خوردن صاحب مال سيم
به اقرار كردن دزد دو مرتبه ومحارب بودن يعنى شمشير كشيدن به قصد ترسانيدن مسلمانان
واستمنا كردن يعنى به حركت دست منى بيرون آوردن وبا حيوان دخول كردن واينها به دو چيز
ثابت مىشود أول به گواهى دادن دو مرد عادل دوم به اقرار كردن يك مرتبه ولواطه به دو چيز
ثابت مىشود أول به گواهى دادن چهار مرد عادل دوم به اقرار كردن چهار مرتبه وسحق وقياده
وشراب خوردن ودشنام دادن به دو چيز ثابت مىشود أول به دو گواه عادل دوم به اقرار كردن
دو مرتبه وبه بوى شراب آمدن از دهن كسى كه شرب أو ثابت نمىشود چه احتمال مضمضه نيز دارد
وزنا به دو چيز ثابت مىشود أول به گواهى دادن چهار مرد عادل يا دو مرد عادل يا چهار زن عادله
دوم به اقرار كردن چهار مرتبه وشروطى كه در گواهان زنا ولواطه مىبايد سه است أول آنكه
گواهان دعوى مشاهده كنند به طريقي كه ميل در سرمه دان باشد دوم آنكه گواهان متفق گواهى
دهند به حسب زمان ومكان وهيئت سيم اتفاق گواهان در وقت گواهى دادن چه اگر متفرق
گواهى دهند صحيح نيست وبعد از آنكه زنا ولواطه به طريقي كه مذكور شد پيش حاكم شرع ثابت شود
أقامت حدود بر ايشان مىكند وغير از امام يا نايب أو ديگر متولى حد نمىتواند شد ودر أقامت
كردن آقا حد را بر غلام وكنيز خود هر گاه خود بيند مجتهدين را خلاف است وهمچنين در أقامت
نمودن پدر وشوهر حد را بر پسر وزن خود هر گاه خود به بيند نيز خلاف است اما اگر پيش ايشان
به گواه ثابت شود حد نمىتوانند زد مگر به رخصت امام وامام مخير است ميانه حد زدن جهودان
به طريق أهل اسلام وميانه دادن ايشان به أهل ملت خود تا به طريق خود حد بر أو بزنند ودر أقامت
كردن حد حضور گواهانى كه به گواهى ايشان حد ثابت شده لازم نيست چه اگر آن گواهان بميرند
جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 425
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٤٢٥