واگر زن است هفت سأله چهارم آنكه عاقل باشد چه وصيت ديوانه صحيح نيست ( 1 ) پنجم
آنكه رشيد باشد پس وصيت سفيه صحيح نيست مگر در أبواب البر ومعروف نزد
بعضي از مجتهدين وبعضي مطلقا صحيح مىدانند وهمچنين كسى كه خود را زخم زده باشد
ودر آن زخم خوف مردن باشد چه أو نيز حكم سفيه دارد ششم آنكه قصد كند
چه وصيت مست وخفته وبيهوش صحيح نيست هفتم آنكه موصى له در حال وصيت
موجود باشد پس اگر وصيت كند جهت حمل وجود أو در حال وصيت معتبر است
واگر مشكوك ( 2 ) باشد در وجود وصيت أو صحيح نيست هشتم آنكه صحيح باشد كه مالك
شود يعنى صلاحيت مالك شدن چيزى داشته باشد چه وصيت جهت ملك وچاروا
ودابه صحيح نيست مگر آنكه در دابه قصد علف أو كند نهم آنكه موصى وموصى له
آزاد باشند چه وصيت بنده جهت بنده صحيح نيست واگر چه قايل به اين شويم كه
بنده مالك چيزى مىشود وآيا وصيتي كه در حال رقيت كرده بعد از آزادى أو
نافذ است يا نه در آن خلاف است وأولى نفوذ است هر گاه وصيت را بر آزادى
خود معلق ساخته باشد واگر موصى له بنده موصى باشد وصيت أو صحيح است
ومنصرف ( 3 ) به آزادى أو مىشود هر گاه ثلث مال موصى وفا به آن كند دهم آنكه وصيت بر
موصى له جايز باشد پس وصيت بر ظالمان ونوشتن كتب ضلال وكافر حربي صحيح
نيست واگر چه ذي رحم باشد وبعضي از مجتهدين در ذي رحم جايز داشته اند ووصيت
بر جهودان صحيح است وبعضي از مجتهدين مطلقا جايز نمىدانند ودر كسى كه وصيت
مىكند اسلام شرط نيست پس وصيت كافر جهت مسلمان به چيزى كه مالك آن
تواند شد صحيح است اما اگر شراب جهت مسلمان وصيت كند صحيح نيست يازدهم آنكه
وصيت به چيزى باشد كه مالك آن تواند شد پس وصيت به شخص آزاد ووقف أم ولد
وگوشت ميته وسرگين نجس وفضلات وحشرات صحيح نيست وهمچنين وصيت به شراب
وخوك در مسلمانان صحيح نيست اما اگر هر دو جهود باشند صحيح است دوازدهم آنكه
ثلث مالي كه در حال وفات باشد وفا به وصيت كند پس اگر به زيادة از ثلث مال باشد
زيادة باطل است مگر آنكه وارث أجازت دهد وأجازت وارث بعد از وفات موصى
معتبر است به اجماع وقبل از آن اعتبار ندارد بنابر قول أكثر وبعضي از مجتهدين أجازت
هامش
( 1 ) محل تأمل است در ماليات صدر دام ظله
( 2 ) در مشكوك فيه محتمل است كه مدعى باشد بوجود حين الوصية صدر دام ظله العالي
( 3 ) على اطلاقه معلوم نيست صدر دام ظله