تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
وحرام مىسازد رضاع لاحق نكاح سابق را مثلا اگر مادر شخصي زن أو را شير دهد آن زن بر آن شخص حرام مؤبد مىشود واگر زن بزرگ شخصي زن كوچك أو را شير دهد هر دو بر شوهر حرام مىشوند هر گاه به زن بزرگ دخول كرده باشد واگر دخول نكرده باشد زن بزرگ حرام مىشود وبس قوم ششم زنانى كه شوهر داشته باشند يا در عده رجعيه باشند وجمعى با ايشان زنا كنند چه در اين صورت آن زنان بر آنهائى كه دخول كرده اند حرام مؤبد مىشوند وكنيزى كه آقاى أو با أو دخول كند آيا بر آن شخص آن كنيز حرام مىشود يا نه ميانه مجتهدين خلاف است قوم هفتم زنانى كه ايشان را شوهران ايشان طلاق گفته باشند وهنوز از عده بيرون نرفته باشند اگر جماعتى ايشان را دانسته عقد كنند در اين صورت آن زنان به مجرد عقد كردن بر آن جماعت حرام مؤبد مىشوند واگر چه دخول به آنها نكرده باشند واگر نادانسته به آن زنان عقد كنند حرام نمىشوند تا آنكه با ايشان دخول كنند پس اگر دخول كرده باشند حرام مىشوند اما اگر كسى در مدت استبراى كنيز شخصي نادانسته آن كنيز را عقد كند آيا بر آنكس حرام مؤبد مىشود يا نه مثل عقد كردن زنى كه در عده باشد ميانه مجتهدين در آن خلاف است واگر كسى زن شوهر دار يا متعه كسى را نا دانسته عقد كند آيا به مجرد عقد برو حرام مؤبد مىشود يا نه در اين نيز خلاف است قوم هشتم زنانى كه مردان در حالتي كه احرام بسته باشند ايشان را دانسته نكاح كنند چه آن زنان بر ايشان حرام مؤبد مىشوند واگر نادانسته عقد كرده باشد وبا ايشان دخول نكرده باشند آن عقد باطل است وحرام مؤبد نمىشوند اما اگر دخول كرده باشند آيا آن زنان حرام مؤبد مىشوند بر ايشان يا نه ميانه مجتهدين در اين خلاف است قوم نهم زنانى كه شوهران ايشان با ايشان لعان كرده باشند ولعان آنست كه شخصي به زن خود گويد كه فلان با تو زنا كرده وگواه نداشته باشد پس حاكم شرع ايشان را امر مىكند به آنكه يكديگر را لعنت كنند به طريقي كه زود باشد كه در بحث لعان بيايد چه بعد از لعان آن زنان بر شوهران خود حرام مؤبد مىشوند قوم دهم زنان كر وگنگ كه شوهران ايشان به ايشان گفته باشند كه فلان با تو زنا كرده چه در اين صورت به مجرد اين گفتن آن زنان بر شوهران خود حرام مؤبد مىشوند قوم يازدهم دختران عمه وخاله هر گاه كه با عمه وخاله زنا كنند چه دختران ايشان بر آن كساني كه با ايشان زنا كرده باشند حرام مؤبد مىشوند اما اگر
جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 274 | الشيخ البهائي العاملي