ومتاع خود آنجا بگذارد ديگرى نمىتواند آنجا نشست اما اگر متاع خود را نيز بردارد وقصد
داشته باشد كه باز به همان مكان عود نمايد ميانه مجتهدين در آن خلاف است أقرب آنست كه حق
أو از آن مكان باطل شد به برخواستن أو از آن مكان وبناى دكه در راه كردن جايز نيست
واگر در راه به چيزى چون بوريا سايه كند به شرطي كه ضرر به مترددين نرساند جايز است
واگر دو كس به يك دفعه در مكاني خواهند كه بنشينند أقرب آنست كه قرعه بزنند
بنام هر كدام كه بيرون آيد أو أولى است وهواي راههائى كه در آن تردد مىنمايند
حكم زمين موات دارد كه هر كس احداث چيزى در آن مىتواند كرد به شرطي كه ضرر
به مترددين نرسد اما در راهى كه مخصوص جماعتى باشد احداث چيزى نمىتوان كرد
مگر به اذن ايشان قسم دوم مسجدها وفايده آن معلوم است وهر كس سبقت
كند بگرفتن محلى أو أولى است از ديگرى به آن مكان وهر گاه برخيزد وديگرى
بنشيند ثاني أولى است واگر چه به قصد وضو ساختن برخواسته باشد مگر آنكه
رخت خود را در آنجا گذاشته باشد قسم سيم موقوفات عامه چون مدرسها
ورباطها وفايده آنها نزول طلبه علم وقوافل است در آنها پس هر كس كه ساكن حجره
از آنها شود واز آن جماعت باشد كه اهليت سكنى آنجا داشته باشد أو أولى است
از ديگرى تا در آنجاست وبيرون كردن أو جايز نيست اگر چه بسيار در آنجا بماند به شرط
آنكه واقف شرط مدتي معين نكرده باشد چه در اين صورت به انقضاى آن مدت أو را
بيرون مىتوانند كرد وهمچنين بيرون مىتوان كرد اگر واقف شرط كرده باشد كه ساكن بايد كه به طلب
علم مشغول باشد وآنكس به آن مشغول نباشد وجايز است كه ساكن حجره كسى را با
خود شريك نكند ما دامى كه بر صفتي باشد كه واقف شرط كرده وهر گاه از آن حجره
بيرون رود حق أو از آن مكان باطل مىشود وآيا اگر رخت أو در آنجا باشد حق أو
باطل مىشود يا نه در اين مسألة ميانه مجتهدين خلاف است قسم چهارم معدنها وكأنها
وآن بر دو قسم است أول كانهاى ظاهري كه محتاج به خرج نيست چون نمك ونفط وكبريت
وقير وموميائى وسرمه وياقوت چه اينها مشترك است ميانه مسلمانان وبعضي از مجتهدين
اينها را مخصوص امام مىدانند واگر كسى از آنها چيزى بردارد منع أو نمىتوان كرد وتا
حاجت أو تمام نشود ديگرى نمىتواند گرفت واگر دو كس يا زيادة بر آن سبقت كنند
و
جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 258
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٢٥٨